گنجینه نشریات کتابخانه مجلس

معرفی مجله ها و روزنامه های موجود در کتابخانه مجلس

لوح مطبوعات اقتصادی ایران 1

 

لوح مطبوعات اقتصادی ایران 1
 

سید علیرضا طیرانی مدیر بخش فن‌آوری اطلاعات کتابخانه‌ی مجلس، از انتشار نسخه‌های الکترونیکی 7 نشریه‌ی اقتصادی و تجارتی توسط کتابخانه‌ی مجلس خبر داد.

طیرانی در گفتگویی با سایت کتابخانه مجلس گفت: مطبوعات اقتصادی و تجارتی به دلیل مرور سیر تاریخ تجارت و اقتصاد کشور از اهمیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار هستند. با درک این مهم کتابخانه مجلس با همکاری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران پس از انتشار دوره‌ای نسبتاً کامل از مجله اطاق تجارت، در اواخر سال 1390 تصمیم به انتشار عناوینی از مجلات اقتصادی و گزارشات گمرکات کشور در بین سال های 1300 تا 1320 را گرفتند.

وی در ادامه افزود: این مجموعه در برگیرنده احصائیه محصولات فلاحتی ایران، احصائیه محصولات فلاحتی و صنعتی ایران، سالنامه دبیرستان تجارت و تعدادی مجلات اقتصادی است، که در ادامه به تشریح 7 عنوان مهم آن که برگرفته و تلخیصی از مجموعه دوجلدی تاریخ جراید و مجلات ایران تألیف محمد صدر هاشمی است، پرداخته شده است.

نام مجلات این لوح عبارتست از:

اطاق تجارت ایران و آلمان

مجله اطاق تجارت ایران و آلمان به همت اطاق تجارت ایران و آلمان و به زبان فارسی و آلمانی در شهر برلین پایتخت آلمان انتشار می یافته. شماره دوم سال اول این مجله در مهرماه 1315 شمسی، به قطع خشتی و در 22 صفحه به زبان فارسی و 10 صفحه به زبان آلمانی منتشر شده است. همانطور که از نام آن پیدا است بیشتر مطالب این مجله مربوط به روابط تجارتی ایران و آلمان است.

عصر حدید

این مجله در ابتدا تحت عنوان راهنمای تجارتی ایران و در تهران و به مدیریت فرخ دین پارسای انتشار می یافته. در آذر 1308 با جدا شدن امور این مجله از اطاق تجارت طهران عنوان آن به عصر حدید تغییر یافت. در بخش درباره مندرجات شماره 67 آن آمده است: " مقالات اقتصادی، صنعتی، فلاحتی و اجتماعی پذیرفته و به هر گونه سوالی راجع به موضوعات فوق جواب کافی داده می شود."

علوم مالیه و اقتصاد

این مجله هر سه ماه یکبار به صاحب امتیازی افخم السلطان و موسسی ثقه الدوله در طهران انتشار می یافته. اولین شماره آن در سال 1303 شمسی منتشر و مشتمل بر مطالب سودمند و مفید راجع بع علوم مالی و اقتصاد و به قلم نویسندگان مبرز دوران خویش بوده است.

قلم آزاد

این مجله در تهران و به مدیریت ح.معطر از سال 1308 شمسی انتشار می یافته. از این مجله تا شماره 12 سال اول مورخ اردیبهشت ماه 1310 شمسی موجود است و با انتشار این شماره سال اول مجله خاتمه یافته است. روی هم رفته بیشتر اهمیت این مجله به واسطه تبلیغات و اعلانات ان است.

فلاحت و تجارت

از انتشارات اداره کل فلاحت و تجارت بوده و اولین شماره آن در سال 1297 شمسی در تهران انتشاریافته است. این مجله پس از 3 سال انتشار تعطیل گردیده و مجدداً در مهر ماه 1305 پس از 6 سال تعطیلی به مدیریت آقای مشفق کاظمی مجدداً انتشار یافت. در این دوره 5 شماره از ان به چاپ رسید و پس از آن برای همیشه تعطیل شد.

مجله گمرک

این مجله از انتشارات اداره کل گمرکات بوده و به صورت ماهانه در تهران انتشار می یافته است. شماره اول ان در آذر 1308 شمسی منتشر و مرتباً تا آخر سال 1310 شمسی جمعا! 28 شماره از آن منتشر گردیده است. این مجله مورد توجه تجار و کسانیکه علاقه تجاری داشته اند بوده است.

نامه بازرگان

نامه بازرگان از انتشارات اداره عهود وزارت بازرگانی است و در سال 1306 شمسی در تهران تأسیس و به صورت ماهانه منتشر می گردیده است. انتشار این ماهنامه تا اوایل شهریور 1320 شمسی ادامه داشته است.

لینک خبر: http://ical.ir/index.php?option=com_k2&view=item&id=6830:لوح-مطبوعات-اقتصادی-ایران-1&Itemid=8

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳

لوح های فشرده مطبوعات قدیمی کتابخانه مجلس

لوح های فشرده مطبوعات قدیمی کتابخانه مجلس

سید علیرضا طیرانی

 

مطبوعات قدیمی گنجینه ارزشمندی از منابع پژوهشی و بیان کننده ی زاویه ای از تاریخ هر کشور است. بیش از 2 سال است که کتابخانه مجلس با درک این مهم اقدام به انتشار مطبوعات قدیمی در قالب لوح های فشرده نموده است. اگرچه این اقدام در نوع خود اولین بار است که توسط یک کتابخانه انجام پذیرفته ولیکن در طی این میسر مشکلات فراوانی به همراه داشته است. با توجه به هدف ذکر شده، این اقدام بی بدیل دارای مزایای بسیار دیگری است، که از آن جمله می توان به دسترس پذیری آسان تر و عمومی تر این مطبوعات، معرفی بسیاری از نشریات قدیمی که ممکن است افراد زیادی حتی از وجود آن ها بی اطلاع باشند و تلاش در جهت یکپارچه سازی و تکمیل نواقص و کسری مطبوعات ارائه شده است.

در این نوشتار تلاش شده ضمن معرفی آنچه تاکنون در قالب لوح های فشرده مطبوعات قدیمی توسط کتابخانه مجلس منتشر شده، به ارائه اطلاعاتی مختصر از آن ها پرداخت، به این امید که مورد استفاده جامعه پژوهشی کشور قرار گیرد. یک بار دیگر از شما گرامیان تقاضا داریم به دلیل وجود نواقص موجود در شمارگان مطبوعات ارائه شده عذرخواهی ما را پذیرا باشید، همانطور که ما چشم انتظار همیاری شما به منظور تکمیل نواقص موجود می باشیم.

همچنین بر خود لازم می دانم از آقایان: دکتر رسول جعفریان،قاسم تبریزی، علیرضا اباذری، فرید قاسمی، دکتر منتظر القائم و همچنین خانم آزاده حیدری به دلیل استفاده از مقالات و نوشته های ایشان در تهیه مقدمه و توضیح درباره این نشریات، در این نوشتار تشکر و قدردانی نمایم.

 1.       لوح مطبوعات فارس ایران 1

تاریخ انتشار لوح فشرده: مرداد 1388

این مجموعه که در قالب 14 عدد لوح فشرده ارائه گردیده، مشتمل بر 58 عنوان مطبوعات فارسی است که بخش عمده آن مربوط به دوران مشروطه و تعداد انگشت شماری مربوط به دوران پهلوی اول و دوم می باشند. عناوین مطبوعات ارائه شده در این مجموعه عبارتند از: آذربایجان، آزاد، ابلاغ، احتیاج، احسن اخبار، اختر، اخوت،ادب، اردوی همایونی، اطلاع، اقبال، الجناب، المطبه فی الفارس، امید، انجمن، انجمن تبریز، ایران، ایران سلطانی، بشارت، پرورش، تربیت، تمدن، ثریا، جریده ادب، جریده ملی، چهره نما، حبل المتین، حدید، حفظ الصحه، حکمت، خلاصه الحوادث، خلافت، دانش، روزنامه دولت علیه، روزنامه ملی تبریز، شاهنشاهی، شرف، شکر، عدالت، علمی، غرش، فلاحت مظفری، قانون، کاغذ اخبار، کمال، مجلس، مجموعه اخلاق، مرآت السفر، مریخ، معارف، ملت سنیه ایران، ناصری، ندای وطن، نظامی دولتی، نوروز، وطن، وقایعه اتفاقیه، وقایع عدلیه.

2.      تذکرات دیانتی

تاریخ انتشار لوح فشرده: مهر ماه 1388

لوح فشرده حاضر شامل پنجاه شماره از نشریه تذکرات دیانتی و دوازده شماره نشریه ندای حق است که به مدیریت مرحوم آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی انتشار می یافته است.

آیت الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی معروف به « شیخ غلامحسین ترک» در سال 1303 ق در یکی از روستاهای شبستر متولد شد. تحصیلات خود را در مدرسه طالبیه تبریز آغاز و پس از پایان سطح برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف و در محضر آیات سید محمد کاظم یزدی و آخوند کاظم خراسانی تحصیلات خود را ادامه داده و مدتی نیز در درس مرحوم آیت الله میرزا فتح الله شریعت اصفهانی شرکت کرد. پس از  آن به وطن بازگشت و فعالیت های مذهبی و تبلیغی خود را آغاز نمود. یکی از نخستین اقدامات وی تأسیس جمعیت دیانت اسلامی در سال 1343 قمری بود.

ایشان در همین دوره و همزمان بالا گرفتن شبهات دینی، اقدام به نشر مجله ای با عنوان « تذکرات دیانتی»  کرد. نخستین شماره این نشریه  در سال 1345 قمری (1305 شمسی) منتشر گردید. پس از آن نشریه های دیگری با عناوین  « راحت» و  « ندای حق» را انتشار داد.

  آیت الله تبریزی که زمان رضا شاه به مشهد تبعید شد، در این شهر به فعالیت های فرهنگی و سیاسی خود ادامه داد و  در جریان مبارزات فدائیان اسلام از آنان حمایت کرد. فرزندان ایشان ـ برادران عبد خدایی ـ در این فعالیت‌ها مشارکت داشتند. آیت الله تبریزی در مشهد ـ شهری که تا پایان عمر در آن زیست ـ‌ به عنوان یک روحانی مستقل و مبارز و حامی نهضت امام خمینی شناخته می‌شد.

وی علاوه بر نشریات یاد شده چند کتاب نیز با عناوین زیر منتشر کرد:

  • گوهرهای درخشان
  • مقالات تذکرات دیانتی در معارف اسلامی
  • مقالات در حقانیت تشیع و رد کسروی
  • راهنمای حقیقت
  • ندای راستی در جواب مردوخ 3 جلد

مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامحسین تبریزی در اول شعبان 1400 قمری برابر 25 خرداد 1359 در سن 97 سالگی در گذشت.

3.     روزنامه استوار قم

تاریخ انتشار لوح فشرده: مهر ماه 1388

بسته دیجیتالی ارائه شده مشتمل بر چهار لوح فشرده و در برگیرنده چهل سال انتشار این روزنامه است که البته دارای نواقصی در برخی شماره­ها است.

اولین شماره روزنامه استوار در تاریخ 24 تیر 1314 منتشر شد و تا سال 1354 به مدت چهار دهه به عمر خود ادامه داد و چهرۀ مطبوعاتی قم در قبل از انقلاب را تشکیل داد. صاحب امتیاز آن ابوالفضل طهماسبی به سال 1280ش در قم متولد شد و در دهم مرداد سال 1354ش بدرود حیات گفت و از همان سال حیات مطبوعاتی این روزنامه نیز متوقف شد. طهماسبی در قبرستان شیخان قم مدفون می باشد.

روزنامة استوار را می توان باثبات‌ترین روزنامة قمی در دوران معاصر دانست. حتی روزنامه‌هایی که پس از انقلاب در قم منتشر شده‌اند، از لحاظ استمرار هنوز نتوانسته‌اند به جایگاه آن دست یابند. شاید بتوان طهماسبی را اولین روزنامه‌نگار قمی به حساب آورد. هرچند قبل از استوار دو هفته‌نامه و یک مجله در قم منتشر شده، اما به فاصله اندکی انتشار آن ها متوقف شده است. انتشار روزنامه و استمرار آن در دورانی که به گفتة مدیر آن «نسبت به روزنامه بدبین بودند» کار آسانی نبود. چرا که شروع کار استوار در دوران رضا خان بود و طهماسبی باید در این سال‌ها رعایت جوانب زیادی را می‌کرد. از طرف دیگر طهماسبی می خواست در شهری  روزنامه‌نگاری کند که علاوه بر زیارتی و مذهبی بودن آن، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری حوزة قم را به تازگی تأسیس کرده بود بنابراین کار طهماسبی در قم مشکل بود و ناگزیر منشی بینابینی را پیش گرفت.

شاید بتوان گفت مطبوعات قم با استوار شناخته می‌شود. شهر زیارتی قم هنگام تولد استوار در حال تجربۀ دو هویت جدید بود، یکی، اقدامات آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری در مستحکم کردن پایه‌های حوزۀ علمیه قم و دیگری تلاش‌های دین‌ستیزانه رضاخان‌ به همراه اقدامات اصلاحی او بود. طهماسبی در شمارة اول به بیان مرام و اهداف روزنامة استوار پرداخته و خط مشی خود را بیان می‌کند. وی هدف استوار را چنین بیان می‌کند: نخستین آرزوی ما طرفداری توسعه و ترقی اقتصادیات«اعم از فلاحت، تجارت، صناعت» است. بنابراین آنچه مورد توجه استوار در سال اول می‌باشد مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است و به همین دلیل در پوشش اخبار خود کمتر به طرف اخبار سیاسی و تحولات سیاسی آن زمان می‌رود.

4.     دو مجله از سید محمدعلی داعی الاسلام

تاریخ انتشار لوح فشرده: آذرماه 1388

این لوح فشرده مشتمل بر دو مجله الاسلام و دعوة الاسلام از سید محمد علی داعی الاسلام می باشد. سید محمد علی داعی الاسلام فرزند حسن حسنی ایرانی،  در سال 1254 ش در روستای نیاک از توابع لاریجان آمل چشم به جهان گشود و به سال 1330 ش در حیدرآباد دکن بدرود حیات گفت.

شاعر ، ادیب و فرهنگ­نویس ایرانی در پنج سالگی در آمل به مکتب رفت و به فراگیری قرآن و خوش­نویسی پرداخت و نصاب­الصبیان را در همان مکتب فراگرفت. سپس به تحصیل صرف و نحو عربی، فقه، اصول و حکمت روی آورد. پس از آن در مدرسة سپهسالار تهران، ریاضی و ادبیات فارسی خواند. در 1316 ق به اصفهان رفت و در خدمت استادانی چون ملا محمد کاشانی و جهانگیر خان قشقایی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت و در محافل ادبی رکن­الملک شیرازی شرکت می­کرد.

در آن دیار مناظراتی با مسیحیان داشت که در مجلة الاسلام که شخصاً مدیریت آن را عهده­دار بود چاپ شد و مظفرالدین شاه (1313 – 1324 ق) وی را داعی‌الاسلام لقب داد.

در این زمان به آموختن زبان انگلیسی و لغت عبرانی روی آورد. در 1283 ش به حج مشرف شد. در بازگشت به هند رفت و در آن­جا زبان اردو آموخت و مجله­ای به نام دعوة­الاسلام در بمبئی دایر کرد.

سپس برای همیشه به حیدرآباد دکن کوچ کرد و استاد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه عثمانیۀ این شهر شد. در این ایام به فراگیری زبان­های پهلوی، اوستایی، گجراتی، بهاشا و سنسکریت سرگرم شد، چندان که در رشتۀ زبان­شناسی شرق دانش گسترده به دست آورد. پس از آن به درخواست دولت دکن به بررسی ریشۀ لغات فارسی پرداخت و واژه­نامه­ای فارسی به فارسی در پنج جلد به نام فرهنگ نظام در هند تألیف کرد و در 1305 ش آن را در هند چاپ و منتشر کرد.

داعی­الاسلام در ایام جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت. گاهی شعر می­سرود و در شعر از سبک هندی پیروی می­کرد.

از آثارش: اقبال و شعر فارسی (حیدرآباد، 1305 ش)، ترجمۀ تاریخ نادرشاه و ستاره اثر مارتیمو دیوراند خاورشناس انگلیسی (حیدرآباد،1291 ش)؛ خط آسان برای تعلیم عمومی؛ خط داعی (حیدرآباد، 1317 ش)؛ خط لاتین برای فارسی (حیدرآباد، 1307 ش)؛ سه مسمط (تهران، 1322 ش)؛ شعر و شاعری عرفی (حیدرآباد، 1294 ش)؛ شعر و شاعری عصر جدید ایران (حیدرآباد، 1305 ش)؛ جلد دوم فارسی جدید (حیدرآباد، 1290 ش) فرهنگ نظام به نام نظام دکن در پنج جلد (حیدرآباد،1306 ش)؛ ترجمۀ وندیداد، بخش سوم اوستا به فارسی (حیدرآباد، 1327 ش).

داعی الاسلام گه گاه شعر نیز می­سرود و در شعر از سبک هندی پیروی می­کرد. اشعار وی شامل قصیده، غزل، مثنوی، مسمط و قطعات است، اما این اشعار گردآوری نشده است. جنبه­های فلسفی، انتقادی و اجتماعی درونمایۀ سروده­های وی است. (دانشنامه ادب فارسی جلد چهارم).

زندگی خودنوشت داعی الاسلام با عنوان

سوانح زندگانی سید محمد علی (داعی الاسلام)

نوریانی عزیز

پیشنهاد کردید که من سوانح زندگانیم را بنویسم تا در جریدة مقدسه «آئین اسلام» درج کنید – مقصود شما را فهمیدم – می­خواهید خوانندگان جریده شما از زندگانی بالنسبه طولانی یک فرد ایرانی که ظاهراً تمام ایام گذشته­اش را در تعلم و تعلیم صرف کرده نکاتی بنفع ایران و اسلام استخراج کنند، مواقع روشن را جوانان سرمشق زندگانی خود سازند و پیران سرمشق تربیت اولاد خود و نقاط ضعف و تاریک را عبرت برای احتیاطات در زندگی قرار دهند و ضمناً بدست آورند که حاصل تجربیات عمر او چه نصیحتی برای ملک و ملتش می­آورد.

 پس اگر حاصل تجربیات عمرم را در چند جمله برای شما بیان کنم بس است و این است:

ملت ایران در صورتی بر پای خود می­ایستد و جلال قدیم خود را بدست می­آورد که به دو شرط عمل کند.

  1. تعلیم عمومی در تمام افراد جریان یابد. هر پسر و دختر ایرانی خوانا و نویسا باشد. زبان فارسی بهترین زبان است و خطش علمی­ترین و آسان­ترین خط و عملی کردن تعلیم عمومی هم آسان است.
  2. سلطنتی که تمام حوائج ملت را برآورد چون امروز دو سلطنت ضد هم در ملت ایران هست. یکی سلطنت ظاهر که دارای دو قوه مقننه و مجریه است و بدون دین است. دوم سلطنت مخفی که مقننه و مجریه­اش روحانیان دیمی بی­تشکیلند و اکثریت ایرانی در تحت نفوذ این سلطنت است که با سلطنت ظاهری در مبارزه است و حربه­اش که از هر توپ و بمبی قویتر است مذهب است. تا وقتی که دو سلطنت یکی نشود و سلطنت ظاهری تمام حوائج ملت را بر نیاورد که بالاترین آنها مذهب ملت است و تا وقتی که در هئیت وزراء یک وزیر مذهب نباشد و تشکیل روحانی بساختن روحانیان و تقسیم بر ملک در خود دولت بعمل نیاید نه ملیت در ایران خواهد بود و نه ایران بر پای خود خواهد ایستاد که هر چه سلطنت ظاهر برسد سلطنت دوم پنبه خواهد کرد و با تبلیغات خود نخواهد گذاشت قلوب اکثریت ملت مایل بعمل به قوانین ساخته اول شود.

این بود نتیجه تجربیات زندگانی من خودتان نتایج بگیرید.

بسم الله کلیاتش این است در آخر قرن سیزدهم هجری قمری در لاریجان که نام بلوک حصص شرقی و جنوبی کوه دماوند است از یک پدر سید حسن حسنی عالم بوجود آمدم. جد اعلایم از آن صد و دوازده نفر سید علوی بود که در اول قرن سوم هجری بخواهش حضرت رضا (ع) که آنوقت در طوس تشریف داشتند و ولیعهد خلافت مأمون بودند، برای انجام امور خلافت و حکومت ولایات به ایران آمده بودند و شرح حالشان در کتاب تاریخ رویان و مازندران تألیف مولانا اولیاءالله و کتاب تاریخ طبرستان تألیف ابن اسفندیار درج است که بعد از ورود به ولایت ری خبر شهادت امام رضا را شنیده در کوهستان البرز پخش شدند و یکی از سادات سلسله ما داعی صغیر به سلطنت مازندران هم رسیده  بود. این است شجره نسب سیادتم:

محمد علی بن فضل الله بن محمد علی بن عباس بن یوسف بن جعفر بن یوسف بن محمد حسین بن صالح بن محمد بن اسکندر بن علی بن محمد بن علی بن حسن بن پیرزاد بن حسن بن عبدالله بن لطف الله بن فضل الله بن محمد بن حمزه بن محمد بن حمزه بن علی بن زید بن علی بن عبدالرحمن الشجری بن قاسم بن حسن بن زید بن الامام حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام.

چون طبقه عالی و متوسط لاریجان فقط در تابستان در آن کوهستان جنّت نشان هستند و باقی فصول در آمل مازندران به کسب و تجارت و دهداری اشتغال دارند در سن پنج سالگی در آمل به مکتب رفتم و بعد از خواندن قرآن و بعضی کتب فارسی و تعلم خط نصاب الصبیان ابونصر فراهی را در همان مکتب حفظ کردم و بعد برای تحصیل صرف و نحو عربی به مدرسه مسجد جامع منتقل شدم و بعد از خواندن صرف و نحو تا آخر سیوطی و حاشیه ملا عبدالله در منطق به طهران آمدم و اول در مدرسة قاجار و بعد در مدرسه سپهسالار جدید حجره داشتم.

تا اوایل تحصیل طهرانم تابع محیط محصلین بودم که بعد از نحو و صرف عربی، معانی و بیان و بدیع و منطق می­خواندیم و بعد اصول و فقه و حکمت، ولی من برای بار اول آن محیط را دریدم و در روزهای پنجشنبه و جمعه که آن زمان ایام تعطیل و استراحت طلاب بود، ریاضی یعنی حساب و هیئت و هندسه و جغرافی می­خواندم و در ادبیات عربی و فارسی نثر و نظم خوض می­نمودم و با شعر گفتن هم تفریح می­کردم.

در مدرسه سپهسالار شهرت بود که در مدرسه صدر اصفهان دو نفر فاضل معمر بی­نظیر ایران آخوند ملا محمد کاشی و جهانگیر خان قشقائی هستند. شوق استفاضه مرا اصفهان پرتاب کرد.  در همان مدرسه صدر جنب حجره آخوند کاشی حجره گرفتم و سالها استفاضه می­نمودم و در درس خارج فقه و اصول شیخ محمد تقی معروف به آقا نجفی هم می­رفتم. احکام فقه را از جواهر الکلام و حدایق و وسائل که کتب اجتهادی است استنباط می­کردم.

سطح فکر طلاب آن عصر رسیدن به اجتهاد در فقه و نشستن بر مسند قضا و ریاست روحانی بود، اما من آن فکر را نداشتم و نمی­دانستم چه می­خواهم. انسان ساختة نصب العینی است که از محیط یا از فردی می‌گیرد. بسا اشخاص که از یک جمله یک فال بین یا شخص بزرگواری در طریق یک نصب العین تهوری افتادند و آخر به نصب العین خود رسیدند یا در راه با آرزوی خود خاک شدند. قصه تاریخی سه شاگرد که در یک مکتب نیشابور درس می­خواندند و یقین داشتند هر کس آب کوزه آن مکتب را بخورد جاهی بلند خواهد یافت مورد است. آن تصور موهوم یکی از آن سه تا را خواجه حسن نظام الملک ساخت دوم را عمر خیام و سوم را حسن صباح.

نظامی عروض در چهار مقاله گوید:

احمد بن عبداالله الخجستانی را پرسیدند که تو مردی ضربنده بودی به امیری خراسان چون افتادی؟ گفت به باد غیس در خجستان روزی دیوان حنظلة باد غیسی همی خواندم بدین دو بیت رسیدم:

مهتری گر بکام شیر در است

شو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه

یا چو مردانت مرگ رو یاروی

داعیه در باطن من پدید آمد که به هیچ وجه در آن حالت که اندر بودم راضی نتوانستم بود و خران را بفروختم و اسب خریدم ....

چند بار از زبان آخوند کاشی شنیدم که در لهجه کاشی خود فرمود «سید محمد علی جوهر است» چنان حدس زدم که آن بزرگوار در من همتی دیده و باید خودم آن همت را ببایم و پرورش دهم. تا کنون خودم آن جوهر را نیافتم اما می­دانم آن جمله در اعمال زندگانیم تاثیر قوی داشته است.

غوررسی در ادبیاتم مرا به سلیمان خان رکن­الملک شیرازی که نایب الحکومه اصفهان و مرد ادیبی بود آشنا ساخت. اگر شبها و روزهای جمعه در محفل او بی ایشان حاضر نمی­شدم گله می­شنیدم. ناگاه اتفاقی افتاد که برای دفعه دوم محیط علمی آن زمان را پاره کردم.

جمعی از مبلغین عیسوی که از اروپا به هندوستان رفته فارسی آموختند و کتب متعدد در  ردّ بر اسلام در هند چاپ کرده به اصفهان آمده منتشر نمودند و مبارزه می‌کردند. حوزه علمیه با مشورت رکن­الملک مرا برای جواب آنها معین کرد.

اول خودم را بخواندن کتب عهد عتیق و جدید و کتب رد اسلام بر نصرانیت و بالعکس و آموختن یک درجه از زبان عبرانی مهیای کار کردم و بعد مشغول شدم و مجله الاسلام اصفهان که سالها چاپ می­شد، مناظره من با مبلغین عیسوی بود. در ضمن آن کار زبان انگلیسی را هم آموختم در سال 1324 هجری قمری شوق حج بیت الله مرا به حجاز برد و در مراجعت از راه شام به مصر رفتم و در آنجا از تجار ایرانی که از کارهای اصفهانم با خبر بودند پذیرائی و احترام دیدم. و چون از آنجا کشتی برای خلیج فارس نبود به بمبئی رفتم که از آنجا به ایران بیایم.

ایرانیان بمبئی که مجله الاسلام مرا خوانده بودند خواهش کردند در آنجا هم با مبلغین بسیار عیسوی که سالها مشغول کار بودند مسلمانان جواب آنها را نمی­دادند مناظره کنم. گفتند برای ما ایرانیان در نظر مسلمانان هند از شیعه و سنی افتخار است که جواب اعتراضات نصاری را ایرانی بدهد. قبول کردم و برای مقدمات کار شروع به آموختن زبان اردو کردم. در مدت دو ماه و نیم بقدری اردو آموختم که در یک مجلس عمومی نیم ساعت در موضوع مقایسه ادیان در اردوی فصیح حرف زدم و باعث تعجب اهل مجلس و آنانی که بعد آن واقعه را شنیدند گردید.

اما جای تعجب نبود چون بعضی از دماغها قوة مخصوص برای آموختن زبانها دارند و می­توانند هر زبانی را با لهجه و مدات اجزای الفاظش زود بیاموزند. من که ابتدا به آموختن زبانها کردم اولاً برای ورزش دماغی، اصولی پیدا کردم که در آموختن هر زبان تازه مغز با آن انس بگیرد و بتدریج تمام افکارش در آن زبان انجام یابد و بجای نوشتن قلم بر کاغذ انگشت در هوا در آن زبان  الفاظ بنویسد. کسی که مناسبت فطری به آموختن السنه دارد در مدت کوتاهی قادر به تعلم و خواندن و نوشتن آن زبان می­شود. برای آزمایش آن اصول به جمعی عربی و اردو و انگلیسی تعلیم دادم. در متعلمین بعضی که کله­شان تناسب فطری داشت کامیاب شدند دیگران نشدند، اما فائده بردند.

به عقیده من کسی که سه زبان سامی و آریائی یعنی عربی و لاتین و سنسکریت بداند و تناسب فطری با السنه داشته باشد، می­تواند عدد زبان­هائی که می­آموزد به صدها برساند و من هر زبانی آموختم برای حوائج علمیه­ام بوده وقتم را منحصر به آموختن السنه نکردم.

مجله دعوة الاسلام

 مجله دعوةالاسلام بمبئی را در دو زبان فارسی و اردو می­نوشتم. انجمن و مجله دعوةالاسلام در تمام هندوستان شهرت یافت و از شهرستانهای هند مرا برای مناظره با مبلغین عیسوی می­طلبیدند.

در سال سوم توقفم در هند برای دانشکده حیدر آباد دکن یک استاد ادبیات فارسی می­خواستند با این شرایط که ایرانی عالم عربی باشد و زبان انگلیسی و اردو هم بداند. در ایرانیان آن وقت بمبئی غیر از من کسی واجد شرایط نبود و قونسول ایران در بمبئی مرا معرفی کرد. چون سلطنت دکن اسلامیه و حیدر آباد مانند طهران خودمان است و آن شغل را کمک به مقصودم که دعوةالاسلام بود دانستم قبول کردم.

البته هر کس بخواهد بالاتر از سطح محیط عصر خود کارهائی انجام دهد حسودانی پیدا می­شوند. همان­ها غرغر کردند که فلانی از انگلیس برای ترک دعوت اسلام رشوه گرفته، در حالتی که انگلیس در هند تبلیغ هر مذهب را آزاد گذاشته و سلطنت دکن مستقله اسلامیه است، ربطی به انگلیس ندارد و من کار دعوت را در شغل استادی هم سالها داشتم و ربع حقوقم را هم به انجمن اعانه می­دادم .

به ورود هندوستان محیطم به کلی عوض شد. در مملکتی وارد شدم که از عجایب دنیا است. هر طبقه از اهل ملک با تمدنی مخصوص زندگانی می­کنند. از تمدن­های قبل از تاریخ تا جدید­ترین تمدن آنجا دیده می­شود. تمام ادیان و مذاهب قدیم و جدید آنجا جلوه­گر است. تمام اعصار مرده ایران چون هخامنشی و اشکانی و ساسانی و اسلامی حتی عصر صفوی آنجا زنده است. در آن محیط وسیع بیرون از محیط محدود ایران نفس می‌کشیدم و افکار گوناگون که از اثر محیط تازه در مغزم می­آمد تمام بر یک مرکز دور می‌زد که من مسلمان ایرانیم و باید هر تحصیل و جنبش علمیم به نفع مواسمباشد.

در ایام استادی دانشگاه هم خواستم خودم را مستحق واقعی استاد خوانده شدن زبان فارسی نمایم. زبان پهلوی و اوستا و هخامنشی را آموختم و سه زبان دیگر هند یعنی گجراتی و بهاشا و سنسکریت را هم به تدریج یاد گرفتم.

تألیف فرهنگ پنج جلدی نظام

ناگاه مورد خواهش دولت اسلامیه دکن برای تدوین یک فرهنگ جامع عصری برای زبان فارسی شدم. هندوستان از ابتدای قرن پنجم هجری تاکنون علاقمند به فارسی است. هشتصد سال زبان دولتی و علمی تمام هند فارسی بوده و قرنها زبان تکلمی مسلمانان هم بوده و اکنون هم در عموم مدارس درس داده می­شود و قباله عزت تاریخی مسلمانان است.  چون تمام فرهنگ­های فارسی که به تدریج در ایران و هند نوشته شد شعری است و فقط دارای الفاظی است که در شعر آمده، در حالتی که زبان مرکب از سه شعبه نظم و نثر و تکلم است و در این عصر کتاب لغت یک زبان باید دارای تمام الفاظ هر سه شعبه باشد، مأمور شدم چنان فرهنگی با بیان ریشه هر لفظ فارسی در اوستا و سنسکریت بنویسم که دارای تحقیقات جدیده فرهنگی اروپا هم باشد.

در مدت نوزده سال آن فرهنگ را در پنج جلد به اتمام رساندم و از طرف دولت اسلامیه دکن چاپ شد و مزین بنام مبارک شاه دکن «فرهنگ نظام» است.

بعد از بیست و پنج سال خدمت استادی دانشگاه متقاعد شدم و در ایام جنگ جهانسوز به وطن عزیزم ایران برگشتم.

چون بسیاری از درس خواندهای ایران هم به سیاست به نفع خارجیها آلوده شدند، در ورودم به ایران از من می­پرسیدند چه روزنامه‌ای دایر خواهی کرد و چه حزبی را تشکیل خواهی داد و چه مرامی خواهی داشت؟

جواب می­دادم روزنامه من کتب علمیه تمام جهان و حزب من تمام مسلمانان گیتی و مرام من دانش است. من همیشه سیاست را مطالعه کردم اما هیچ­گاه در آن مداخله نکردم. هر کسی را کردگار از بهر کاری آفرید. در ایام تدریس ادبیات و تاریخ زبان فارسی اسلامی و قبل از اسلام و اثر محیط وسیع و عجیب هندوستان عقیده­ام این شد که شاعری فارسی در عصر صفوی بدرجه کمال خود رسیده بود و در عصر قاجار در قوس نزول افتاد و چون همان شاعری عصر صفوی تاکنون در هندوستان در فارسی و اردو زنده است من هم عنان شاعری خودم را به همان سبک صفوی برگرداندم و حتی اشعاری که در ایران در سبک قاجار ساخته بودم به آب دادم.

در ایام توقفم در حیدرآباد دکن با مهاراجه کشن پر شاد متخلص به شاد که بیست و پنج سال مقام صدر اعظم ملک را داشته و در زبان فارسی و اردو هر دو ادیب و شاعر بود، ربط تام داشتم، و مدت ده سال روزهای جمعه در منزل ایشان محفل ادبی داشتیم که دوستان مخصوص شاعر ایشان می­آمدند و هر کدام یک غزل طرحی می‌خواندیم.

برای نمونه از اشعاری که در هند به سبک صفوی ساختم چند شعر از چند غزل می­نویسم:

غزل

وای بر من سالها حیران این مشکل دل است

با تو پیوستن محال است و گسستن مشکل است

یاد از خود رفتگی‌ها در سترگ ره که دل

هر قدم برداشتم پنداشت آخر منزل است

کشتگان تیغ نازت بس که بر هم ریختند

در سر کوی تو ناکام از تپیدن بسمل است

نه نثار یار شد نی در کنار آورد یار

شرمساریها مرا از این دل بی حاصل است

چیست این تبدیل ماهیت که بینم خویش را

کانچه گفتم و آنچه خواندم و آنچه­ کردم­ باطل ­است

عشق بار آور شود گر از دو سو دیوانگی است

سود چوب قیس مجنون است، لیلی عاقل است

در طلبکاران خدایا کس­چون ­من بی­کس­مباد

من ز خود غافل شدم دلدار از من غافل است

غزل

بامدادان هوس کوچة دلبر دارم

باز امروز خدایا چه مقدر دارم

خوشدلی­مایة­عمر است و غم از خود­خواهی است

هر چه در میکده خواندم همه از بر دارم

زده­ام چنگ بزلف تو پس از جان بازی

لشگر ظلم تو امروز مسخر دارم

گبر و هندو بپرستیدم از این پس کز عشق

چشم کنگا است مرا سینه پر آذر دارم

حال ماضی سراسر غم من روشن کرد

که چه مستقبل تاریک ز اختر دارم

غزل

با کم چه ز دشمن که بکس کار ندارم

صد شکر که من یار دل آزار ندارم

در وصل رهم جان بتو گمنام چه باک است

منصور نیم چشم سوی دار ندارم

سرشار ز عشق تو بود هر رگ مویم

زین بعد مگوی عاشق بسیار ندارم

سر مستی من از ره چشم است و ره گوش

از همت عالی لب میخوار ندارم

در زاویه جوئیدم ای جمع خریدار

اکنون متجاوز از سه سال است در طهرانم و آخر خود را شناخته­ام که مصداق ابن شعر شهید بلخی هستم:

تا به حدی رسیده دانش من

که بدانسته ام که نادانم

این بود کلیاتی از سوانح زندگانیم و اگر بتمام کلیات و جزئیات زندگانیم پردازم آئین اسلام سه چهار من کاغذ شود.

 5.     الدین و الحیوه

تاریخ انتشار لوح فشرده: بهمن ماه 1388

این نشریه که طی سال‌های ۱۳۴۶ تا ۱۳۵٠ قمری به مدیریت آیت‌الله شیخ علی مقدس تبریزی (خیابانی)  انتشار یافته، یکی از نشریات دینی است که در چهارچوب کلام جدید اسلامی، تلاش کرده است به شبهات ایجاد شده درباره اسلام در روزگار سخت بعد از مشروطه پاسخ دهد.

آیت‌الله شیخ علی مقدس تبریزی (خیابانی) از علمای تبریز در دوره پس از مشروطه تا دوره رضاخان و اوایل دوره محمد‌رضا پهلوی است. وی در سال ۱٢٩٢ قمری در تبریز به دنیا آمد، در ۱۳۱٠ برای تحصیل علوم دینی عازم نجف شد و در آنجا از محضر آیات شیخ‌الشریعه اصفهانی، آخوند خراسانی و میرزا محمد‌تقی شیرازی بهره برده و سپس به تبریز بازگشت.

برخی از آثار آیت‌الله شیخ علی مقدس تبریزی عبارتند از: «نداء الحق»، «العلم و الدین»، «ایقاظ و اتمام الحجه»، «البلاغ و الاشباه»، «راز آفرینش و خلقت نوع بشر»، «رهبر سعادت» و «اسلام در خطر است».

6.      مجله مسلمین

تاریخ انتشار لوح فشرده: اسفندماه 1388

نشریه مسلمین، مجله ماهانه دینی، اخلاقی، اجتماعی، علمی و سیاسی ارگان اتحادیه مسلمین است. این مجله با مدیریت مهدی حاج سراج انصاری با عنوان نشریه ماهانه اتحادیه مسلمین از سال 1328 ش تا سال 1335 منتشر می شد.

نخستین شماره مستقل آن با عنوان طلیعه مجله مسلمین، دوشنبه غره محرم الحرام 1369/2 آبان 1328 منتشر شده است. سپس اولین شماره آن در 15 آبان 1328 چاپ شد. سال اول به طور مرتب منتشر شد.

روی صفحه نخست مجله درباره هدف انتشار آن آمده است: مرام ما، ترویج دین مقدس اسلام در سر تا سر گیتی و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با بی دینی و فساد و از میان بردن نفاق و الحاد و ایجاد اتحاد و اتفاق است.

 حجت الاسلام و المسلمین حاج مهدی سراج انصاری در روز یکشنبه هفتم شوال 1313ق، سوم فروردین 1275 در نجف اشرف متولد شد. پدرش آیت الله میرزا عبد الرحیم کلیبری انصاری، از علمای بزرگ تبریز و از شاگردان آیت الله محمد حسن شیرازی و آخوند خراسانی بود. حاج سراج تا سال 1312 خورشیدی به کسب علوم دینیه در تبریز پرداخت. مدتی هم در تبریز به امر تبلیغ همت داشت و امام جماعت مسجد محله منجم تبریز بود. بعد از مساله کشف حجاب در 1315 به عراق مسافرت کرد و در محضر آیت اله سید هبة الدین شهرستانی بود و امور مربوط به مکتبة الامام الجوادین را انجام می داد. در 1317 همراه معظم له به ایران آمد. بعد از توقف کوتاه مجدداً به عراق مراجعت و در کاظمین مستقر شد. در اوایل سال 1321 در اثر فشار سیاست های خارجی در عراق بازداشت شد و در 1322 به ایران تبعید گردید. در 1323 اداره روزنامه آیین اسلام را بر عهده گرفت. در همان سال جمعیت مبارزه با بی دینی را تأسیس کرد، که هدف اصلی آن مبارزه با کجروی کسروی بود. بعد از کشته شدن کسروی جمعیت اتحادیه مسلمین را تشکیل داد. در همین سال نشریه «دنیای اسلام» هم زیر نظر ایشان بود و در سال 28 امتیاز مجله مسلمین را گرفت. بنا به گفته خودش 30 شماره از این مجله به چاپ رسید و در سال  1335 توقیف شد. حاج سراج انصاری در هشتم شهریور 1340 از دنیا رفت.

 

 7.     مجله آئین اسلام

تاریخ انتشار لوح فشرده: فروردین ماه 1389

نخستین شماره آیین اسلام در تاریخ 1/1/1323ش. در چاپخانه تابان تهران انتشار یافت وآخرین شماره آن (373) در دهه سی منتشر شد. این نشریه پس از 24 سال  و اندی وقفه،از یکم تیر 1358 دوره دیگری از حیات خودرا آغاز کرد که بسیار کوتاه بود.

آیین اسلام از نشریاتی بود که به فعالیت‌های انجمن‌ها، گروه‌ها و افراد سیاسی ـ مذهبی به طور مبسوطی می‌پرداخت و به این دلیل همراه با پرداختن به مقالات دینی قوی مورد استقبال وسیع مردم قرار گرفت.

 مجله آئین اسلام یکی از مهمترین مجلات مهم دهه بیست است که پایه آن را نصرا... نوریانی بنیان گذاشته است. انتشار منظم یک دهه (34-1323 شمسی) این نشریه موجب شد که پناهگاه و روزنه امید بسیاری از نویسندگان حوزه اسلامی قرار گیرد. تاریخ و فعالیت‌ها و حضور بسیاری از جریان‌ها و احزاب و گروههای مذهبی را در این نشریه می‌توان یافت. اندیشه‌ها و رشحات قلمی صدها نویسنده اسلام پژوه را نیز می‌توان در این مجله مشاهده کرد. از جمله این نویسندگان می‌توان  حاج سراج انصاری؛ آیت اله سید محمود طالقانی، آیت الله سید غلامرضا سعیدی، عباس مهاجرانی همدانی، محمد تقی شهرستانی، محمد داعی الاسلام، ابوالقاسم حالت، ابراهیم قائمی تهرانی، صدرالدین نصیری، سیدمحمد رضا شفیعی، حسینعلی راشد، میرزا خلیل کمره‌ای، عطاءالله شهاب پور، محمدباقر کمره‌ای و غیره... را نام برد.

کثرت نویسندگان و هواداران مجله آئین اسلام در آن سالها موجب شد که آقای نوریانی پیشنهاد ایجاد شرکت سهامی مطبوعات اسلامی را بنمایند. این مجله را می‌توان بنیانگذار شرکت سهامی مطبوعات اسلامی دانست که در همان سالها تشکیل یافته است.

8.     مجموعه حکمت

تاریخ انتشار لوح فشرده: فروردین ماه 1389

خاندان سادات برقعی در قم، از خاندان‌های معروف علمی و فرهنگی هستند. برادران سید فخرالدین، یحیی، صدرا و ناصر چهار برادر بودند که در کار انتشارات و چاپخانه بوده و سالها در این زمینه فعالیت داشتند. اداره چاپخانه به عهده آقا یحیی و آقا صدرا بود و اداره کتابفروشی را آقای فخرالدین و آقا ناصر به عهده داشتند.

 در‌ سال 1331 باتوجه به امکاناتی که برادران برقعی از لحاظ چاپخانه‌ها، دفتر و غیره داشتند به فکر چاپ مجله‌ای افتادند. با فعالیت آنان امتیاز نشر مجله «مجموعه حکمت» به نام‌ آقای فخرالدین برقعی صادر شد و نخستین شماره مجله به مسئولیت سید یحیی برقعی در تاریخ 3/2/1331 انتشار یافت، این مجله که در 20 صفحه هر دو هفته یکبار چاپ می‌شد به قیمت 5/3 ریال (سه ریال و دهشاهی) عرضه می‌گردید.

نویسندگان نخستین آن فضلای معروف آن زمان حوزه علمیه قم بودند از جمله ابوالقاسم دانش آشتیانی سید ناصرالدین اکرم، شیخ مجتبی عراقی، شیخ احمدی آذری قمی، ناصر مکارم شیرازی، شیخ ابوالفضل زاهدی قمی، مرتضی مطهری، واعظ زاده خراسانی، جعفر سبحانی، حسین نوری، علی دوانی و .... محمد یزدی، حیدر علی قلمداران و سید هادی خسروشاهی (از تبریز).

مجله از سال دوم به صورت ماهانه منتشر گردید، اما بعد مدتی تعطیل شد و از سال 1337 دوره جدید ـ‌ سال سوم ـ آن شروع به انتشار نمود که بیشتر به تشویق جناب سید هادی خسروشاهی انجام شد که وعده داده بود مقالات مورد نیاز مجله از قم و تهران تهیه و تنظیم شوند. در واقع دوره دوم مجله به سردبیری ایشان انتشار یافت و تا شماره 8 سال چهارم ـ ادامه پیدا کرد. آخرین شماره آن در تاریخ 1340 انتشار یافت. این زمان بعلت مشکلات مالی تعطیل گردید.

مجله مجموعه حکمت در واقع بعد از مجله «همایون» که از قم منتشر می‌شد. تنها مجله مذهبی قم بود که توسط افرد غیر حوزو‌ی انتشار می‌یافت ولی نویسندگان مقالات آن انجمن حوزویان بودند و در واقع پس از انتشار مجله مکتب اسلام دوران مجموعه حکمت به پایان رسید.

اکنون از برادران برقعی که همگی به رحمت خدا رفته‌اند، فقط چاپخانه حکمت به یادگار مانده است که توسط فرزندان آن‌‌ها اداره می‌شود.

9.      روزنامه مجلس

تاریخ انتشار لوح فشرده: خردادماه 1389

این بسته نرم افزاری مشتمل بر 5 سال انتشار دوره کامل روزنامه مجلس بین سال های 1324 تا 1330 قمری است که تصاویر کامل آن در اختیار پژوهشگران و علاقه مندان قرار گرفته است.

روزنامه مجلس، نخستین روزنامه پارلمانی ایران است که شماره اول آن در روز یکشنبه 8 شوال المکرم سال 1324قمری یعنی در حدود پنجاه روز پس از افتتاح مجلس انتشار یافت. در صفحه نخست این روزنامه، علاوه بر نام آن که  «روزنامه مجلس» است، از میرزا محمد صادق طباطبائی به عنوان مدیر کل نشریه یاد شده و آدرس آن  «طهران خیابان جلیل آباد» قید شده است. قیمت هر شماره آن یک شاهی و قیمت اعلانات هر سطری ده شاهی عنوان شده که با تکرار، تخفیف هم در نظر گرفته شده است.

در نخستین صفحه این روزنامه درباره اهداف آن چنین آمده است :

این روزنامه به کلی مطلق و آزاد است و در مباحث و مذاکرات و مشروعات مجلس شورای ملی ایران و کلیه امور پلیتکی و تجارتی و اجتماعی و آنچه راجع به اصلاحات ملکی و امور ملی و مربوط به فواید عامه و عواید نوعیه و دایر به حقوق عالم اسلامیت و اجرای احکام اسلام و مدافعه حدود وطن باشد با کمال آزادی سخن می راند. مذاکرات یومیه دارالشورای کبری و لوایح و مقالات و آراء و افکار ملت را در موارد مذکوره بالخصوص منتشر خواهد نمود.

توجه داریم که شعبان 1324، ماه مشروطه است و این نشریه از همان روزهای نخست به هدف ساماندهی به اخبار و اطلاعات مربوط به مجلس و همین طور ارائه دیدگاه درباره مسائل سیاسی و اجتماعی به راه افتاده است.

آن زمان، در اصفهان و تبریز و برخی از شهرهای دیگر هم، روزنامه ها و نشریات شروع به فعالیت کرده و اصولا دهه اول مشروطه را از یک زاویه باید دهه چاپ نشریات دانست. این دهه را می توان با دهه بیست و همین طور سالهای 60-58  شمسی در ایران مقایسه کرد.

خوشبختانه روزنامه مجلس در سال 1375 شمسی طی پنج مجلد توسط کتابخانه مجلس باز چاپ شد که در اینجا لازم است از بانیان آن استاد عبدالحسین حائری و جناب آقای دکتر غلامرضا فدایی عراقی سپاسگزاری کرد. در مقدمه جلد پنجم آن شرحی در باب روزنامه مجلس آمده و برای هر سال آن شرح مختصری ارائه شده که برای شناخت تاریخچه آن بسیار سودمند است.

 10.   لوح مطبوعات افغانستان

تاریخ انتشار لوح فشرده: تیرماه 1389

این بسته نرم افزاری به بهانه نخستین همایش میراث مشترک مکتوب ایران و افغانستان انتشار یافته است. موجودی آن شامل 34 عنوان نشریه افغانستانی است که در آرشیو کتابخانه مجلس نگه‌داری می‌شود. برخی از این نشریات دوره کامل و برخی دیگر کسری هایی دارند. با بررسی تاریخ مطبوعات افغانستان در می‌یابیم که از میان کشورهای فارسی زبان، افغانستان چهارمین کشوری است که برای نخستین بار با انتشار روزنامة «شمس‌النهار» در هفتة چهارم مهر 1253 شمسی طعم روزنامه‌نگاری فارسی را تجربه کرد. اکنون که بیش از 130 سال از عمر روزنامه‌نگاری در افغانستان می‌گذرد، جریان روزنامه‌نگاری در این کشور با شدت و حدت ادامه دارد و از سویی دیگر مهاجران افغانستان در سراسر جهان توانسته‌اند تنها بین سال‌های 1357-1387 در حدود 700 عنوان نشریه فارسی زبان منتشر نمایند.

 11.   لوح مطبوعات دینی 1

تاریخ انتشار لوح فشرده: مردادماه 1389

لوح مطبوعات مذهبی مشتمل بر 6 عنوان مجله( نامه فروغ علم، تعلیمات اسلامی، گنج شایگان، مردان خدا، دارالسلام، همایون) انتشار یافت.

نشریات دینی دهه بیست و سی، نقش مهمی در ایجاد تحول فکری در ایران داشت. این نقش  اولا در ارائه تصویری تازه از برخی از مباحث دینی و ثانیا  در  پاسخ   به شماری از شبهاتی بود که پس از مشروطه  و با ورود  تجدد به ایران  در  اذهان عامه  مردم ایجاد شده بود.

کتابخانه مجلس، پیش از این چندین نشریه قدیمی را به صورت نسخه های  دیجیتالی عرضه کرده بود. این بار شش نشریه دیگر را که نخستین آنها از سال  1313  و آخرین  آنها از سال 1332 است، خدمت شما تقدیم می کند.

در اینجا شرح کوتاهی از این نشریات ارائه می کنیم:

1-   نامه فروغ علم با سر دبیری سید جعفر شهیدی و مدیر داخلی شکیب نیا نخستین شماره خود را در فروردین سال 1329  منتشر کرد.

2-  تعلیمات اسلامی نشریه جامعه تعلیمات اسلامی زیر نظر مرحوم شیخ عباسعلی اسلامی شماره اول در فروردین ماه 1331 منتشر  شد.

3-  گنج شایگان نخستین شماره خود را در خرداد ماه 1332 با مقالاتی از مهندس شکیب نیا و معین فر منتشر کرد.

4-   مردان خدا  که نخستین شماره آن با مدیریت علی بسطامی در دی ماه 1327 منتشر شد . (متاسفانه شماره اول آن در اختیار نبود)

5-  دارالسلام با مدیریت صباح کازرونی رئیس اداره تبلیغات اسلامی، که نخستین شماره اش در آبان ماه 1328 منتشر شد.

6- همایون که نخستین شماره آن در قم در سال 1313 ش منتشر شد.

12.  مجله بررسی های تاریخی

تاریخ انتشار لوح فشرده: شهریورماه 1389

مجلة بررسی‌های تاریخی از جمله نشریات پژوهشی ـ تاریخی پیش از انقلاب است. داستان آغاز انتشار آن چنین است که در سال 1344 محمد رضا پهلوی تصمیم به برگزاری کنگره بین المللی ایرانشناسان و بازنویسی تاریخ کامل ایران می‌گیرد. بر اساس سرمقالة شمارة اول آن، در راستای بازنویسی تاریخ کامل ایران که در سال 1344توسط دربار پهلوی بر عهدة کتابخانة پهلوی گذاشته شده بود، ستاد بزرگ ارتشتاران تصمیم می‌گیرد کاری انجام دهد. بر همین اساس در سال 1345 دست به انتشار مجله‌ای تاریخی با تأکید بر تاریخ ایران و موضوعات وابسته به آن می‌زند که این مجله زیر نظر ادارة سوم منتشر می‌شود. نگاهی که بر این کار  حاکم بود، در اصل نوعی نگاه شاهنشاهی و تعمیم آن بر تاریخ ایران بود. بدین ترتیب صاحب امتیاز آن ستاد بزرگ ارتشتاران بوده و مدیران مسؤول و سردبیران آن نیز از ارتشیان نویسنده و محقق انتخاب می‌شدند.

تا سال 1349 سردبیر آن سرهنگ جهانگیر قائم مقامی (1297-1360ش) بود. وی یکی از معدود ارتشیان مورخ بود که آثار پژوهشی متعددی از خود به جای گذاشت. وی پس اتمام تحصیل در فنون نظامی به فرانسه رفت و دکترای تاریخ گرفت.[1] کتاب‌هایی مانند اسناد تاریخی وقایع مشروطه ایران، اسناد فارسی و عربی و ترکی در آرشیو ملی پرتغال در سه جلد دربارة هرموز و خلیج فارس، ایران امروز، بحرین و مسائل خلیج فارس، تاریخ ژاندارمری ایران از قدیم‌ترین ایام تا عصر حاضر، تحولات سیاسی نظام ایران از قرن 11 هجری تا سال 1301، روش تحقیق در تاریخ نگاری، ترجمة سفرنامه دمورگان، نامه‌ها‌ی پراکنده قائم مقام فراهانی، نهضت آزادیخواهی مردم فارس در انقلاب مشروطیت ایران و یکصد و پنجاه سند تاریخی از جلایریان تا پهلوی از جمله آثار اوست. افزون بر آن مقالات وی در مجلات یادگار، سخن، یغما و راهنمای کتاب منتشر می‌شد.[2]

پس از وی و تا سال 1355 سرهنگ یحیی شهیدی صاحب آثاری مانند پژوهشی در موسیقی و سازهای نظامی دوره قاجار با همکاری علی بلوکباشی و از ایران چه می‌دانم بود. آخرین سردبیر آن تا سال 1357 سرهنگ محمد کشمیری بود.[3]

هیئت رییسه افتخاری مجله، وزیر جنگ، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و رئیس دانشگاه تهران بوده‌اند که برای تعیین خط مشی مجله، هر سال یک جلسه تشکیل می‌دادند.[4] اولین شماره نیز با پیام ارتشبد آریانا، رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران منتشر شده است.

اعضای هیئت مدیرة بررسی‌های تاریخی، از افسران برجسته ارتش انتخاب می‌شدند و هر دو ماه یک جلسه برگزار می‌کردند تا بر چاپ مقالات نظارت کنند. جلسات هیئت مدیره برای نظارت بر چاپ مقالات دو ماه یک بار برگزار می شد.[5]

طبق اساسنامة مجله، رئیس گروه تاریخ دانشگاه تهران و دو تن مورخ، یک استاد باستانشناس، یک استاد زبان و ادبیات فارسی و یک استاد حقوق در جلسات هیئت تحریریه که هر دو هفته یک‌بار تشکیل می‌شد شرکت می‌کردند تا مقالات را بررسی کنند.[6]

اولین شماره مجله بهار 1345 و آخرین شماره آن (مسلسل 79) آذر و دی 1357 منتشر شد. نسخة انگلیسی و فرانسة آن نیز هر دو سال یک‌بار منتشر می‌شد که[7] اولین شمارة آن در شهریور 1350 به چاپ رسید و تا 1357 ش سه شمارة آن چاپ و منتشر شد.[8]

در طول عمر این مجله، 232 محقق، مورخ و ادیب با آن همکاری کردند که 803 موضوع مستند و 1500 سند و مدرک تاریخی دربارة ایران منتشر کردند.[9]

از 79 شماره بررسی‌های تاریخی، دو شمارة آن ویژة دو مناسبت و 77 شماره مختص به مجله بوده است. قطع مجله وزیری و تعداد صفحات آن تا حدود 350 صفحه در هر شماره بود. البته در برخی شماره‌ها ضمایمی نیز به آن اضافه می‌شد مانند شمارة 63.

 مشی بررسی‌های تاریخی

مجلة بررسی‌های تاریخی زمانی منتشر شد که در ایران چند مجلة صاحب نام دیگر مانند یغما و وحید نیز منتشر می‌شد. اما آنچه این مجله را از بقیه شاخص می‌کرد، رویکرد علمی آن و فضای باز آن برای مباحث تاریخی و گرایش‌های آن بود. این به رغم آن بود که از آغاز پذیرفته شده بود که نگاه شاهنشاهی بر آن حاکم باشد، چیزی که عملا در غالب مقالات کنار گذاشته شد.

گسترة تاریخ ایران از باستان گرفته تا دوران معاصر محدودة زمانی این مجله بود و محققان مختلف در آن به اظهار نظر می‌پرداختند. مقالات تحقیقی و پژوهشی بخشی از مطالب مجله را تشکیل می‌داد. بعضی از این مقالات یک سری دیدگاه‌های تاریخی پذیرفته شده را تغییر می‌داد و به همین دلیل مورد مراجعة محققان بود و هنوز محل مراجعه است.

بخش دیگری از مجله مربوط به اسناد بود که برخی اساتید اسناد مربوط به ایران در دوره‌های تاریخی مختلف را منتشر می‌کردند. این اسناد عبارت بود از نامه‌ها، احکام، وقف‌نامه‌ها، عقدنامه‌ها و ... که همراه با تحلیل و نتیجه‌گیری منتشر می‌شد.[10]

جغرافیای تاریخی و اطلاعات مربوط به شهرها، اماکن تاریخی و اماکن باستانی بخش دیگری از مطالب مجله را تشکیل می‌دهد. مکان‌های مذهبی مانند امامزاده‌ها و مساجد، اماکن باستانی و دیگر جاهای تاریخی ایران در این بخش مطرح می‌شد و مقالاتی را به خود اختصاص می‌دهد.

اشیای تاریخی نیز گاهی موضوع مقالات می‌شدند، به طور مثال جام زرین حسنلو در شمارة‌ 78 و آتشدان مفرغی لرستان در شمارة 62 دست‌مایة دو مقالةآن شده است.

گزارش کاوش‌های باستان‌شناسی نیز در این مجله جایگاه خاص خود را داشته است. در شمارة 62 مقاله‌ای با عنوان کاوش تپة نور شهر تاریخی سلطانیه وجود دارد.

برخی دیگر از مقالات به طوایف، قومیت‌ها و گروه‌های ایرانی در دوره‌های مختلف مربوط می‌شد. مانند مقالة قارن‌وند یا سوخرائیان در شمارة 64.

تاریخ علوم، فنون و پیشه‌ها در ایران موضوع برخی دیگر از مقالات بود. به طور مثال در شمارة 75 مقاله‌ای با عنوان گوشه‌هایی از تاریخ مهندسی ایران وجود دارد.

رساله‌های تاریخی کوتاه نیز توسط اساتیدی مانند دانش‌پژوه و سید حسین مدرسی طباطبائی در آن منتشر می‌شد.

مباحث میان رشته‌ای نیز در این مجله جایگاه خود را داشت. بررسی مسائل اجتماعی، اقتصادی و انسانی شهرها و روستاهای مختلف یکی از این موارد بود. به طور مثال بررسی مسائل انسانی، اقتصادی و اجتماعی روستای میمند در شماره 75 و پیشینة تاریخی شهر گندی شاپور در شمارة 76 و پژوهشی کوتاه درباره شهر استخر در شماره 77 از مقالات این مجله بود.

چاو نخستین پول کاغذی ایران از مقالات دیگر این مجله بود که برای تاریخ اقتصاد ایران مهم بود.

تاریخ ادیان، مذاهب و فرق ایرانی نیز بخشی دیگر از مقالات این مجله را تشکیل می‌داد. به طور مثال سلطان اسحاق و آئین یارسان (اهل حق) موضوع مقاله‌ای در شماره 77 آن شده است.

تاریخ سیاست و  حقوق نیز از جملة مقالات دیگر بررسی‌های تاریخی است. به طور مثال در شمارة 63 مقاله‌ای با عنوان دادرسی در عهد سلجوقیان و خوارزمشاهیان وجود دارد.


[1] . فرهنگ اعلام سخن، ج 2، ص 1458.

[2] . همان.

[3] . دانشنامه جهان اسلام، ج 3، ذیل مدخل بررسی‌های تاریخی.

[4] . همان.

[5] . همان.

[6] . همان.

[7] . Encyclopedia Iranica. III. P 823

[8] . دانشنامه جهان اسلام، همان.

[9] . همان.

[10] . همان.

 

13. درسهایی از مکتب اسلام

تاریخ انتشار لوح فشرده: مهرماه 1389

لوح فشرده مجله «درس‌هایی از مکتب اسلام» شامل مطبوعات «درس‌هایی از مکتب اسلام»، «مکتب تشیع » و نشریه «کتابخانه مسجد اعظم » انتشار یافته است.

مجله مکتب اسلام

مجله مکتب اسلام مشهورترین مجله دینی در سه دهه پیش از انقلاب است. نخستین شماره آن در بهمن ماه 1337 با عنوان درسهایی از مکتب اسلام زیر نظر تنی چند از روحانیون حوزه علمیه قم منتشر شد.

در بنیان‏گذاری و انتشار این نشریه ماهانه، در دوره نخست آقایان: ناصر مکارم شیرازی، سید مرتضی جزائری، مجدالدین محلاتی، حسین نوری، واعظ زاده خراسانی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، موسی صدر، علی دوانی، حسین حقانی، جعفر سبحانی و شمار دیگری از فضلای حوزه نقش داشتند. این تلاشها زیر نظر و با حمایت های مالی آیت الله شریعتمداری انجام می‌شد. شماره اول آن در آذرماه 1337 انتشار یافت.

در سالهای پیش از انقلاب، مجله مکتب اسلام، تنها نشریه دینی - حوزوی بود که می‏کوشید تا اندیشه‏های نوی مذهبی را که در قم پدید می‏آمد - و البته متأثر از جریان‏های نوگرای اسلامی تهران بود - به مشتاقان عرضه کند.

در این مجله، افزون بر مقالات علمی، گاه گزارش‏ها و اخباری هم از وضعیت قم منعکس می‏شد که بر اساس آنها می‏توان نوعی تحول را در حوزه علمیه دنبال کرد. به علاوه، نسبت به انحراف‏های فکری پدید آمده در جامعه نیز، جسته گریخته هشدارهایی داده می‏شد.

 در سالهای نخست این مجله، سنگین‏ترین مقالات، از آن مرحوم علامه طباطبائی بود که ضمن مقالاتش، به معرفی اسلام، برخورد اسلام با نیازمندی‏های روز و مسائل مختلف اجتماعی و جواب به شبهات مطرح شده در مطبوعات می‏پرداخت. سری مقالات ایشان تحت عنوان «اسلام به احتیاجات واقعی هر عصری پاسخ می‏دهد» و «مقررات ثابت و متغیر در اسلام» در سال دوم این مجله، تلاشی برای طرح این نظریه بود که اسلام می‏تواند در جهان معاصر مبنای زندگی جدیدی قرار گیرد. موضوع زن در اسلام نیز یکی از مسائلی بود که در مکتب اسلام مورد توجه قرار داشته و به مناسبت‏های مختلف از حقوق زن، آزادی زن، انتخابات و زن و مسائل دیگر در آن سخن به میان آمده است.

پس از نسل نخست، و اندک زمانی پس از استعفای آقایان موسی صدر، محمد واعظ زاده، سید مرتضی جزائری، مجدالدین محلاتی و موسوی اردبیلی، مجله در اختیار آقایان آیت الله مکارم و آیت الله سبحانی قرار گرفت. طبعا آنان نسل جدیدی از شاگردان خود را تشویق به نگارش مقاله برای مجله کردند. همکاران جدید عمدتاً عبارت بودند از: عباسعلی عمید زنجانی، زین العابدین قربانی، سید هادی خسروشاهی، علی حجتی کرمانی، حسین حقانی، محمد مجتهد شبستری، و رضا گلسرخی.

 در تجدید نظری که در سال 44 در اساسنامه شد، تأکید شد که این مجله از آغاز زیر نظر آیت الله شریعتمداری بوده است. همچنین قید شده بود که در صورتی که «مجله نتوانست مطابق این اساسنامه به حیات خود ادامه دهد... تمامی اموال و دارایی مجله بلافاصله خود بخود به دارالتبلیغ اسلامی حوزه علمیه قم منتقل می‏گردد.»

 استقبال از این مجله ماهانه طی سالهای متمادی، به دلیل منحصر به فرد بودن آن در آن شرایط، کم‏مانند بود، به طوری که اندکی پس از انتشار، تیراژ آن سه هزار به هشتاد هزار و مدتی بعد تا یکصد و بیست هزار رسید که شاید در میان مطبوعات از نوع خود بی‏مانند باشد. در واقع کسانی که دوستدار گرفتن اسلام از حوزه بودند، نشریه مکتب اسلام را راه ارتباطی خود با حوزه تلقی می‏کردند.

  مجله مکتب تشیع

نشریه مکتب تشیع توسط آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد جواد باهنر و محمدباقر مهدوی منتشر می‏شد. مجله یاد شده توسط نسل تازه‌ای از طلاب حوزة علمیه منتشر می‌شد که مقتضیات زمان را بیشتر مد نظر داشتند.

 نخستین شماره مکتب تشیع آن در اردیبهشت سال 1338  منتشر شد و در تیراژ بسیار وسیع توزیع گردید. به لحاظ عمق فکری این نشریه از مکتب اسلام که مقالات کوتاه چاپ می‏کرد، نیرومندتر می‏نمود. نویسندگان شماره سال 38 عبارت بودند از: علامه طباطبائی، احمد آرام، انجمن تبلیغات اسلامی، احمد آذری قمی، فلسفی، ناظرزاده، صدرالدین بلاغی، موسی صدر، طالقانی، مهدی حائری یزدی، راشد، حاج سراج انصاری، طباطبائی، ناصر مکارم و ستوده. مقالات نوشته شده به طور عمده طرح مسائل فلسفی و اعتقادی و اجتماعی اسلام و برخی نیز تاریخی بود.

 در فصلنامه دی ماه 38 نام نویسندگان دیگری هم به چشم می‏خورد. مرحوم بهشتی مقاله‏ای با عنوان حکومت در اسلام ‏نوشت که چندین شماره دنبال شد. همچنین آقایان طالقانی، غلامرضا سعیدی، صالحی نجف آبادی نیز مقالاتی در آن داشتند که هر کدام به بیان بخشی از مسائل اعتقادی و اجتماعی از دید اسلام و تشیع پرداخته و به نوعی کلام جدید شیعی بود. دومین نشریه سالانه آن ویژه نظریات علامه طباطبائی در باره تشیع و پاسخ به پرسشهای هانری کربن در این باب بود. از آقایان مطهری، صالحی کرمانی، حسین شب زنده‏دار و محمد جواد حجتی، نیز مقالاتی در چهارمین نشریه سالانه (1341) درج شده است. هاشمی رفسنجانی نیز مقالاتی تحت عنوان معجزه، آیت الله کاشانی، سالگرد آیت الله بروجردی در این شماره نوشته است. برخی از مقالات پنجمین سالانه آن (1342) عبارت بود از: گوشه‏ای از سیاست خارجی اسلام از صالحی نجف آبادی، مبارزه با تحریف از مرحوم بهشتی، مکتب اخلاقی امام صادق (ع) از محمد مفتح، تکامل در پوتو آزادی از محمد تقی فلسفی، روش صحیح تفسیر قرآن از جعفر سبحانی، علی و عرفان مثبت از محمدتقی جعفری و.... در برخی از شماره‏های مکتب تشیع مقالاتی نیز در باره مسائل بانوان و شرکت آنان در امور اجتماعی به چاپ رسید. از آن جمله مقاله آقای مصباح یزدی تحت عنوان «زن یا نیمی از پیکر اجتماع» بود که در ششمین سالانه مکتب تشیع به چاپ رسید. در همین شماره مقاله‏ای هم از محمد مفتح تحت عنوان «همبستگی مسجد ودانشگاه» چاپ شد.

 

 نشریه مسجد اعظم

 کتابخانه مسجد اعظم که در نیمه دوم دهه سی با حمایت آیت الله العظمی بروجردی منتشر شد، پس از تأسیس نشریه ای با عنوان نشریه مسجد اعظم منتشر کرد. پنج شمارة نخستین این مجله در یادبود آیت الله بروجردی منتشر شده، و پس از آن در دور جدید، شمارة اول آن در اردیبهشت سال 1344 (ذی حجه 1384) در قطع رقعی انتشار یافت. این مجله پس از انتشار 18 شماره در دور جدید، در اسفند 1345 (ذی قعده 1386) به علت کمبود منابع مالی و ... متوقف شد. در سال نخست دورة جدید، 6 شماره و در سال دوم آن 12 شماره منتشر شد.

شماره فروردین 1345 آن تحت عنوان شماره مسلسل 12 و به عنوان سال دوم به چاپ رسیده است. یعنی تقریبا ماهانه بوده است. این نشریه زیر نظر مدیر کتابخانه مسجد اعظم آقای ابوالقاسم دانش آشتیانی که از طرف آیت الله بروجردی منصوب شده بود، منتشر می‏شد.

 14.  لوح مطبوعات دینی 2

تاریخ انتشار لوح فشرده: آبان ماه 1389

لوح مطبوعات دینی 2 مشتمل بر 5 نشریه ایمان، جلوه، خرد، پیکار قم و معارف اسلامی است.

ایمان(انتشار از 1322 ش)

نشریه ایمان به صاحب امتیازی و مدیریت مرحوم محمود شهابی از چهره های علمی و شناخته شده دهه بیست تا پنجاه در مردادماه 1322 شروع به انتشار کرد. نشریه یاد شده به صورت ماهانه منتشر می شده است. سال اول 12 شماره و در سال دوم 10 شماره از این نشریه به چاپ رسیده است. در این مجموعه آنچه در اختیار ما قرار داشته به چاپ رسیده.

جلوه(انتشار از 1323 ش)

نشریه جلوه متعلق به جامعه لیسانسیه های دانشکده معقول و منقول بوده که در سال 1323 تشکیل شد. این نشریه که برای دو سال نشر یافت، توسط محمد شریعت زاده مدیریت می شده و نویسندگان آن تقریبا ثابت بودند. نخستین شماره آن در تیرماه 1324 انتشار یافت و به صورت ماهانه منتشر می شد. آخرین شماره موجود، شماره دهم از سال دوم است که در تاریخ خرداد 1326 منتشر شده است.

خرد(انتشار از 1328 ش)

مجله خرد وابسته به جامعه اخوان اسلامی از نحستین مجله های مذهبی دهه 20 بود که اندکی بعد از سقوط رضا شاه منتشر شد. در شهریور سال 1328، مدیر آن از 7 سالگی مجله خرد خبر می دهد. این مجله توسط حسین عمار زاده منتشر می شده است.

پیکار قم(انتشار از 1334 ش)

نشریه پیکار، نشریه ای است که توسط معلمان شاغل در قم بین سال های 1334 تا 1335 منتشر می شده و نخستین شماره آن در دیماه ا334 انتشار یافته است. این نشریه با مدیریت آقای رحیمی منتشر می شده است. از این نشریه 8 شماره در اختیار ما بود که در ایم مجموعه قرار دادیم.

معارف اسلامی(انتشار از 1345 ش)

پس از آن که سازمان اوقاف و امور خیریه از وزارت فرهنگ جدا شد، مسئولان آن به فکر انتشار مجله ای افتادند که ثمره آن معارف اسلامی شد. شماره اول این مجله در شهریور سال 1345 منتشر شد.

 15.  مجله هنر و مردم

تاریخ انتشار لوح فشرده: آبان ماه 1389

پس از آن که در بهمن سال 1329 اداره کل هنرهای زیبای کشور در وزارت فرهنگ تشکیل شد، اداره روابط بین المللی و انتشارات آن تصمیم به انتشار مجله گرفت. پس از چند سال در همین راستا مجلة «هنر و مردم» را در ابتدای سال 1336 با مدیریت فیروز باقرزاده منتشر کرد که فقط دو شماره در فروردین و اردیبهشت منتشر شد. این دورة مجلة هنر و مردم، دورة قدیم آن بود و تا 5 سال بعد تعطیلی آن طول کشید.

در سال 1341 دوباره این مجله با هدف شناساندن فرهنگ، تمدن و هنرمندان ایران تصمیم به انتشار گرفت و در آبان همین سال اولین شمارة دورة جدید آن به مدیر مسؤلی ابوالقاسم خدابنده‌لو و سردبیری عنایت الله خجسته منتشر شد و تا آبان و آذر سال 1358 دوام آورد. در طول 17 سال، 193 شماره از این مجله منتشر شد.

قطع مجله 28*21 س بود و با توجه به قیمت مناسب آن که برای قشر متوسط و فرهیختة جامعه قابل خرید بود در بین آنان به خوبی جا باز کرد. قیمت مجله در ابتدا 6 ریال بود که در سال آخر به 20 ریال رسید.

هنر و مردم ابتدا در چاپخانه سازمان سمعی و بصری هنرهای زیبای کشور چاپ می‌شد و در انتها در چاپخانه وزارت فرهنگ و هنر چاپ می‌شد.

در سر مقاله‌ای که ابوالقاسم خدابنده لو بر اولین شمارة دوره جدید آن نوشته، آمده است:

کمال کوشش ما همواره بر این بوده و خواهد بود که بین شما از یکسو و هنر و هنرمند از سوی دیگر تفاهم به وجود آوریم و بدین ترتیب رشته‌های علائق ذوقی و معنوی ابین افراد میهن را که از میان تار و پود آنها قومیت و ملیت اصیل ایرانی به منصه ظهور می‌رسد مستحکم سازیم. از طرف دیگر ما سعی می‌کنیم تا به عنوان یک وسیله سبب شویم تا اولا شما با فعالیت‌های هنرهای زیبای کشور آشنا شوید و ثانیا هنرهای زیبای کشور با تمام امکانات خویش در اختیار شما قرار گیرد.

افزون بر ارتباط با هنرمندان و شناسایی آنها و آشنایی با فعالیت‌های هنری در کشور، آشنایی با هنرستان‌ها، کارگاه‌ها و موزه‌ها نیز در دستور کار مجله بوده است.

بنابراین رویکرد این مجلة هنری، ارتباط با مردم بود، بدین روی آنچه در بین عامه مردم به عنوان هنر شناخته می‌شد نیز مورد نظر بود.

جنبه‌های مختلف هنر در این مجله بررسی می‌شد به همین علت هر چیزی که صبغة هنری داشت بررسی می‌شد. بناهای تاریخی ـ باستانی، خط، باغ‌های ایرانی، موزه‌ها، معماری، منبت‌کاری، نقاشی، مینیاتور، نسخه‌های خطی نفیس و تزئینی به همراه تذهیب و سایر هنرهای مربوط به آن، قومیت‌ها و آداب هنری‌شان، جلد کتاب، فرش ایرانی، مجسمه سازی، موسیقی و موسیقی دانان ایرانی، پوشاک و البسه، تاریخ نقاشی، عکاسی، سنگ قبر، آرامگاه‌ها، بقاع و اماکن متبرکه و شناسایی هنرمندان رشته‌های مختلف از جمله دست‌مایه‌هایی بودند برای نویسندگان مقالات تا جنبه‌های هنری آنها را بررسی کنند. عناوین برخی از مقالات آن که در زیر آمده، نشانگر این موضوع است.

یکی دیگر از رازهای تخت جمشید (کشف شکل و چگونگی درفش شاهانشاهان هخامنشی) از یحیی ذکاء؛ ساختمان گنبد حضرت شاه‌چراغ از بی نام (ش1)؛ هنر تزئین اشیاء به وسیله خط از عیسی بهنام (ش2)؛ باغ‌های ایرانی از عیسی بهنام (ش 3)؛ مینیاتور ایرانی از علی کریمی (ش 3)؛ زندگی قشقائی‌ها از حسن کسبیان (ش 4)؛ جلد کتاب در دوران اسلامی از عیسی بهنام  (ش 5 و 6)؛ فرش‌های تاریخی ایران از محمد تقی مصطفوی و حبیب الله صمدی (ش 5 و 6)؛ محمود خان ملک الشعرا از یحیی ذکاء (ش 5 و 6)؛ معماری و تزئینات اسلامی از منوچهر شیبانی (ش 5 و 6)؛ شرح حال و تاریخ حیات کمال الملک از اسماعیل آشتیانی (ش 7)؛ ایل مامش از غلامعلی شاملو (ش 7)؛ گنبد سرخ مراغه از عیسی بهنام (ش 8)؛ موسیقی دانان پس از اسلام از مهدی فروغ (ش 8)؛ خطی کوفی تزیینی بر روی ظروف سفالین از س. فلوری ترجمه پروین برزین (ش 8)؛ مجسمه سازی در ایران باستان از عیسی بهنام (ش 8)؛ زرین خط از مهدی غرشی (ش 10)؛ میرزا ابوالحسن خان صنیع الملک غفاری از یحیی ذکاء (ش 10)؛ ایل زرزا (ش 11)؛ آرامگاه شیخ صفی الدین از علی اکبر علائی (ش 11)؛ عکاسی از هادی شفائیه (ش 12)؛ نگاهی به کلاه پارسیان در روزگار هخامنشیان از یحیی ذکاء (ش 12)؛ سنگ مزارهای ایران از هوشگ پورکریم (ش 12)؛ هنر موزائیک سازی یا معرق کاری در ایران باستان از عیسی بهنام (ش 13)؛ جامه‌های پارسیان در دوره هخامنشی از یحیی ذکاء (ش 15)؛ ختنه سوران در بیرجند از عبداله بهالگردی (ش 15)؛ استاد حسین کاشی تراش اصفهانی از علی کریمی (ش 16)؛ نمد مالی در قصر شیرین و شاه آباد غرب از عبد اله بهالگردی (ش 16)؛ نظری به پیدایش قلیان و چپق در ایران از محمد حسن سمسار (ش 16)؛ بقعه شیخ جبرائیل از علی اکبر علائی (ش 18)؛ میر عماد الحسنی قزوینی از محمدنقش تبریزی (ش 18)؛ سمنوپزان در تهران منوچهر کلانتری (18)؛ قالی کاشان از حسن نراقی (19)؛ قالی شویان از علی بلوکباشی (19)؛ خاوران نامه (نسخه خطی و مصور موزه هنرهای تزئینی) از یحیی ذکاء (ش 20)؛ اهمیت اسب و تزئینات آن در ایران باستان از محمد حسن سمسار (ش20)؛ انواع خطوط خوشنویسان معروف ایران از محمد نقش تبریزی (ش 21)؛ جولائی در ایل زرزا از یوسف مجیدزاده (ش 24)؛ شیخ صنعان از فریدون تیمائی (ش 25)؛ زورخانه و ورزش باستانی (ش 26)؛ مسجد تاریخانه دامغان از پروین برزین (ش 37)؛ تاریخچه کتاب و کتابخانه در ایران (ش 44)؛ نگاهی به سابقه تاریخی کتابت قرآن (ش 45و46)؛ نسخه خطی مظهر فکر و هنر ایرانی از ایرج افشار (ش 73)؛ سنگک پزی در تهران از علی بلوکباشی (ش 76)؛ حمزه‌نامه بزرگترین کتاب مصور فارسی از مهدی غروی (ش 85)؛ خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی از عباس زمانی (ش128)؛ رنگ سازی در کاغذ و رنگ زدایی از آن از محمد تقی دانش‌پژوه (ش181)؛ ویژه نامه جهت اقبال لاهوری، ضمیمه شماره 181؛ گوهر تابناک معماری دوران صفویه در اصفهان از لطف الله هنرفر (ش 183)؛ نگاهی به ماسوله سرزمین مسحور کننده از فریده گلبو (ش 156)؛ نظری به امامزاده سید غلام رسول در چاه‌بهار از جمال انصاری (ش 187)؛ معرفی یک نسخه مصور از ادیب برومند (ش 188) تنوع مطالب این مجله را در موضوعات پیش‌گفته می‌رساند.

نویسندگان مقالات نیز از اساتید برجسته گرفته تا پژوهشگران جوان و آینده دار بودند؛ کسانی که امروز خود از اساتید به نام ایران هستند.

محمد تقی مصطفوی، محمد علی جمالزاده، رکن الدین همایون فرخ، صادق کیا، حبیب یغمائی و یحیی ذکاء از اساتید به نام بودند که در کنارشان احمد گلچین معانی، ایرج افشار، پرویز اذکائی و دیگر پژوهشگران جوان آن روز مقاله می‌نوشتند. به تدریج و در دهة پنجاه نویسندگان جدیدی برای این مجله مقاله می‌نوشتند کسانی مانند اردشیر خدادیان، جلال ستاری، مسعود رجب نیا و سید جعفر سجادی از جملة این افراد بودند.

با این که نویسندگان جدید با مقالات مدرن‌تری به این مجله پیوستند ولی در تحریریة آن ثبات لازم برای یک نشریه وجود داشت. از سال اول تا آخر آن ابوالقاسم خدابنده لو مدیر مسؤل آن بود و همین ثبات در مدیریت نقطه قوت آن بود.

اهمیت مجله هنر و مردم بر پژوهشگران پوشیده نیست زیرا بعضی از مقالات آن هنوز مورد مراجعه است و برخی مسائل مبهم و تاریک تاریخ هنر ایران را رفع کرده است. اهمیت مراجعة آن به گونه‌ای است که برخی مقالات آن در یک موضوع واحد تبدیل به کتاب شده است. کتاب خط خوش فارسی برخی مقالات آن در زمینة خط فارسی است که در سال 1383 توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.

 16.  مجله اتاق تجارت

تاریخ انتشار لوح فشرده: دیماه 1389

لوح فشرده اطاق تجارت ایران مشتمل بر انتشار شمارگان 1 تا 194 این مجله تجاری ارزشمند بین سال های 1308 تا 1317 می باشد که در قالب این لوح های فشرده و با همکاری اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران  انتشار یافته است.

همانطور که در شماره نخست آن که در تاریخ 15 آبانماه 1308 انتشار یافته آمده، مجله ارگان رسمی اتاق با شعار « راهنمای تجارت ایران» و با مدیر مسئولی عباس مسعودی کار خود را آغاز کرده است. محل اداره این مجله خیابان لاله زار، کوچه برلن و انتشار آن ماهیانه و 15 هر ماه بوده است.  این مجله از معدود و اولین مجلاتی است که به تبلیغ و معرفی محصولات، خدمات و کالاهای جدید و نوآوری های زمان خود می پردازد. از نمونه تبلیغاتی که در شماره های نخستین آن می توان اشاره کرد عبارتند از: محصولات نفتی بادکوبه، چراغ فشاری، کتیرا، ماشین تحریر فارسی، پنبه، کفش، چراغ و اتوی نفتی، قلم و مداد، شمع اتومبیل و .....

هدف از انتشار این مجله، چنانچه در صفحه 14 اولین شماره آن آمده عبارت است از: «ترقیات و سعادت حقیقی ملت و مملکت را تجارت آن مملکت تضمین می نماید. اساس و شالوده تشکیلات هر مملکت، ترقی و تعالی هر ملت مستقیماً منوط و مربوط به تجارت است. مملکتی که اوضاع تجارتش خوب شد، موسسات مهم اقتصادی پیدا کرد، شعب مختلفه تجارتی در دنیا تأسیس نمود. امتعه خود را روز به روز ترویج داد. بازار متاع مملکت را وسعت داد. افراد آن مملکت ثروتمند و خوشبخت شده پا به مرحله تکامل و ترقی می گذارند.... همه می دانیم که امروز سیاست اقتصادی به تمام معنی جانشین سیاست دیپلماسی گردیده و... »

همچنین در صفحه 16 چنین می خوانیم: «...مجله اطاق تجارت یک راهنمائی برای تجار ایران که ناظر جریان و علاقه مند به این موسسه ]اطاق تجارت[ بوده و نمی توانسته اند از نظریه و تصمیمات اطاق تجارت استفاده نموده و در امور اقتصادی همه با هم تشریک مساعی نمایند واقع خواهد شد... »

این مجله در برگیرنده راپورت ها، صورتجلسات، قوانین و مقرارت مربوط به صادارت و واردات کالا و فعالیت های، تصمیمات و معرفی اعضاء اطاق تجارت در شهرهای مختلف کشور می باشد. اطلاعات تجارتی از قبیل تأسیس کارخانجات و شرکت های تجاری و... از دیگر مطالب با اهمیت این مجله است.

 

17. نشریه دانشکده ادبیات تبریز

تاریخ انتشار لوح فشرده: دیماه 1389

این لوح فشرده شامل شماره‌های نشریه دانشکده ادبیات تبریز از سال اول تا پنجاه و دوم ( 1388-1327هـ.ش) یعنی از شماره 1 تا 211 است.

مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز یکی از قدیمی ترین مجله های دانشگاهی در ایران است. جالب است بدانیم این مجله قبل از مجله دانشگاه تهران منتشر شده است. دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز در سال 1326 تاسیس شده و افزون بر آن اساتید آن بعنوان پشتوانه علمی مجله، یک قطب ادبیات و علوم انسانی در تبریز به وجود آورده بودند که تاکنون پابرجا مانده است، به گونه ای که در برخی گرایش ها از مرکز جلوتر بوده است.

نویسندگان اولیه آن از اساتید مشهور و برخی جوانان پژوهشگر تشکیل می شدند. به طور مثال می توان از محمد معین، عبدالرسول خیام پور که پای ثابت این مجله بود، خانبابا بیانی، حسین نخجوانی، محمد مهران، حسن قاضی طباطبایی، غلامحسین وفا، احمد ترجانی زاده، محمد تعلیمی، محمد مینایی،مرتضی محسنی، منوچهر مرتضوی و محمد علی دانشور نام برد.

به طور معمول در دهه های بعد، اساتید بنام امروز و پژوهشگران جوان آن روزگار در این مجله مقاله می نوشته اند. کسانی مانند محمد تقی دانش پژوه، احمد گلچین معانی، ایرج افشار، بهمن سرکاراتی، مهری باقری، رضا انزابی نژاد و پس از انقلاب دکتر محمد رضا شفیعی کد کنی، سید یحیی یثربی، منصور ثروت و ...

تا قبل از تغییرات و تحول در رشته های علوم انسانی و دانشکده ادبیات، اکثر مقالات این مجله در حوزه های تاریخ، ادبیات، تاریخ ادبیات، مشاهیر و جغرافیای آذربایجان است. اما پس از انقلاب مقالات تنوع بیشتری دارد و علوم اجتماعی و ... در این مجله نقش بارزی دارند.

اولین شماره پس از انقلاب با مدیر مسئولی رضا ایراندوست تبریزی و همکاری هیئت تحریریه منتشر شده است و تاشماره 183 و 184 ( تابستان و پاییز1381) ادامه داشته است. از شماره 185 ( زمستان 1381) باقر صدری نیا سردبیری آن را بعهده داشته است. پس از وی دکتر خلیل حدیدی، شکرالله اسداللهی، سردبیری سه مجله دانشکده ادبیات را به عهده داشته اند.

این مجله پس از تفکیک برخی رشته ها و گروههای علوم انسانی به سه بخش تقسیم شده و از سال 187 به بعد در 3 موضوع تحصصی زبان و ادب فارسی، پژوهش های فلسفی و پژوهش زبان های خارجی به صورت دو فصلنامه منتشر می شود.

مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز اکنون نیز به عنوان یکی از مجلات برتر علمی- پژوهشی در کشورمطرح است و اساتید برجسته رشته های علوم انسانی در آن قلم می زنند.

 

18. لوح مطبوعات فارسی ایران 2

تاریخ انتشار لوح فشرده: فروردین ماه 1390

این مجموعه شامل 32 عنوان نشریه قدیمی فارسی است که در قالب 5 لوح فشرده منتشر گردیده، عنوین این نشریات عبارتند از: آئینه عیب نما، انجمن ملی ولایتی گیلان، حبل المتین رشت، راه نجات، سروش، طوطی، کشکول تهران، ناله ملت، آزاد، پروانه، خراسان، روح القدس، صبح صادق، عصر جدید، گل زرد، ندای اسلام، آشفته، تجدد، خورشید، زمان وصال، صور اسرافیل، فارس، گلستان، ندای جنوب، اتحاد اسلام، جنوب، خیر الکلام، ساحل نجات، طوس، کشکول اصفهان، گیلان و وقت.

19.  جراید نجف

تاریخ انتشار لوح فشرده: اردیبهشت ماه 1390

شهر نجف با تاریخ یک هزار ساله‌اش سهم زیادی در فرهنگ اسلامی، به ویژه در عراق و ایران دارد. طی این دوره طولانی، عالمان و ادیبان و فرهیختگان زیادی در این شهر تربیت شدند و نه تنها این شهر را بلکه بسیاری از بلاد اسلامی را از دانش خویش بهره‌مند ساختند.

همزمان با آغاز و رشد کار مطبوعات در جهان اسلام، نجف نیز در این عرصه وارد شد و نشریات قابل توجهی را طی یک دوره زمانی طولانی به جامعه اسلامی عرضه کرد. برخی از این نشریات صبغه دینی و شماری از آنها صبغه سیاسی داشت، اما همه آنها در تقویت فرهنگ عمومی اسلامی به ویژه ارائه تفسیری نوین از اسلام فعال و مؤثر بودند. آنچه در این مجموعه ارائه شده است ده نمونه از مطبوعات کهن نجف است.

 20.  مجله خواندنیها

تاریخ انتشار لوح فشرده: اردیبهشت ماه 1390

دوره کامل مجله خواندنیها در قالب یک بسته نرم افزاری مشتمل بر 6 عدد لوح فشرده انتشار یافته است.

مجله خواندنی‌ها، شهریور 1319 در یک اتاق استیجاری در چهارراه سردر سنگی، دربند دکتر افشار، با اجاره ماهیانه 190 ریال آغاز به کار کرد.

خواندنی‌ها، مرداد 1358، که یک مؤسسة تدوینگر، چاپکار و ناشر مطبوعاتی،‌ مستقر در ساختمان مالکانة مجهز خود با میلیون‌ها تومان سرمایه، در خیابان فردوسی جنوبی، کوچة خواندنی‌ها واقع بود، به تاریخ پیوست.

بانی و گرداننده 39 سالة خواندنی‌ها، علی اصغر امیرانی بیجاری گروسی کردستانی (1294 – 1360 ش) نام داشت که از پادویی به صحافی رسید و با پخشگری نشریه ایران باستان وارد عرصة مطبوعات ایران شد. عضویت هیأت تحریریه نشریه‌های نسیم صبا و ایران باستان، او را به خبرنگاری روزنامة اطلاعات رساند.

جرقة نشر خواندنی‌ها در ذهن امیرانی چنین آغازیدن گرفت که در واپسین سال‌های حاکمیت پهلوی اوّل جمعه‌ها مسابقه‌های اسبدوانی در تهران برگزار می‌شد و امیرانی برای روزنامة اطلاعات گزارش مسابقه‌های یاد شده را تهیه می‌کرد. استقبال بیش از حد تهران نشینان از آن مسابقه‌ها، امیرانی را واداشت طرحی در اندازد و برای فروش بلیت‌های مسابقه ابتکاری به خرج دهد. پس بنگاه زربخش را بنیاد نهاد و به مرور فروش بلیت‌های مسابقه‌های اسب دوانی را به انحصار خود در آورد.

تماشاگران مسابقه‌های جمعه، بیش از 24 ساعت به انتظار می‌نشستند تا عصر شنبه نام خریداران برندة بلیت‌ها را در روزنامة اطلاعات بخوانند. امیرانی که شنبه‌ها نظاره‌گر انتظار مردم در مقابل روزنامه فروشها بود به فکر فرو رفت تا نشریه‌ای انتشار دهد و نامنامة برندگان را خود منتشر کند اما تولید محتوا در سال 1319 نیاز به مجوزهای گوناگون و گذر از سانسور انطباعات و شهربانی داشت. پس به فکر بازچاپ گُلچین چاپکرده‌های روزنامه‌ها و مجله‌ها که در آن روزگار نیازمند مجوز نبود افتاد و با شعار «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری» خواندنی‌ها را انتشار داد. خواندنی‌ها هفت سال و شش‌ماه بدون پروانة انتشار منتشر شد. امیرانی دربارة چگونگی گذر از روزگار بی‌مجوز می‌گفت: «شهریور 1319 درست 25 سال داشتم و چون سن قانونی و رسمی برای اجازه انتشار و گرفتن امتیاز روزنامه و مجله آن وقت‌ها سی‌سال بود ناچار شدم سیاست شتر مرغی را در پیش بگیرم. مشهور است به شترمرغ گفتند بار ببر، گفت مرغم، گفتند: بپر، گفت شترم، و با اجرای این سیاست هم خود را از زحمت پرواز خلاص کرد و هم از شر باربری.

من هم تا وقتی که سنم به سن قانونی برای تحصیل امتیاز نرسیده بود ناچار بودم برای جلوگیری از هرگونه اشکال و ایراد قانونی مجله را به صورت کتاب بدون تاریخ و شماره وحتی بدون ذکر نام مدیر و محل اداره منتشر کنم تا اگر کسی گفت چرا امتیاز نداری بگویم این که من منتشر می‌کنم مجله نیست بلکه کتاب است که هر چند وقت یکبارچاپ می‌شود، و اگر می‌گفتند چاپ کتاب احتیاج به اجازة ادارة نگارش وزارت فرهنگ دارد می‌گفتم این نشریه کتاب نیست بلکه مجموعه‌ای از مطالب چاپ شده سایر روزنامه‌ها و مجلات که یکبار از سانسور اداره نامه‌نگاری شهربانی گذشته و نیار به اجازه مجدد ندارد».[i]

خواندنی‌ها پس از هفت سال و شش‌ماه انتشار در بهمن 1326 پروانة نشر گرفت. امیرانی، صدور «امتیاز» خواندنی‌ها را مدیون پی‌گیری‌های حسین مکی می‌دانست و می‌گفت: «... آقای مکی تا مدت سه هفته همه روزه با اتومبیل خود به ادارة خواندنی‌ها واقع در خیابان قوام‌السلطنه آمده مرا که به آسانی نمی‌خواستم از میز کارم جدا شوم به زور برای کار خودم به دیدن یک یک اعضا شورای عالی فرهنگ که صدور امتیاز در دست آنها بود می‌بُرد و با من بمیرم و تو بمیری از آنها قول می‌گرفت که روز جلسه شورا غیبت نکنند و امتیاز خواندنی‌ها را بگذرانند تا بالاخره جلسه به ریاست مرحوم ملک الشعرا بهار وزیر فرهنگ وقت تشکیل و به اتفاق آرا امتیاز مجله خواندنی‌ها را که از هفت سال قبل مردم عملاً داده بودند صادر کرد و از شماره 42 سال هشتم (ششم بهمن 1326) به بعد خوانندگان نام مرا برای نخستین بار بعد از عنوان (صاحب امتیاز و مدیر مسئوول) بر سر لوحه مجله مشاهده کردند. تا آن روز من یگانه و جوان‌ترین روزنامه نگاری بودم که هفت سال قبل از آن که به سن قانونی برای گرفتن امتیاز برسم به انتشار یک مجله مرتب موفق شدم ...»[ii].

نکته جالب توجه آن است که خواندنی‌ها در هفت‌ونیم سال نخست که پروانة انتشار نداشت دو بار در سال‌های 1321 و 1324 توقیف شد. توقیف نخست که بر اثر ماجرای 17 آذر 1321 و بلوای نان پدید آمد می‌رفت تا شیرازة خواندنی‌ها از هم بپاشد اما امیرانی با تأسیس ادارة اطلاعات مطبوعاتی و ادارة پخش مطبوعات کشور و کارهایی دیگر خیمة دفترش را تا رفع توقیف مجله بر پا نگاهداشت. همچنین مجالی پیدا کرد تا در توقیف اول ازدواج کند و در توقیف دوم صاحب فرزند دیگری شود! امیرانی در هر توقیف به ایده‌های نو فکر می‌کرد و تازه‌هایی که در ذهنش انباشته می‌شد، پس از رفع توقیف به کار می‌بست. به عنوان مثال برای این‌که شمارگان / تیراژ  مجله را بالا ببرد برای هر نسخة خواندنی‌ها شماره‌ای مخصوص بر پشت جلد حک می‌کرد و با قرعه‌کشی‌های هفتگی، نام شماری به عنوان برنده اعلام می‌شد و به آنان جایزه‌هایی نیز می دادند. موفقیت‌های پیاپی خواندنی‌ها در 15 سال نخست نشر سبب شد 32 مجله مشابه پدید آید که البته هر کدام یکی پس از دیگری طلوع نکرده غروب کردند و به سرعت از میان رفتند. عده‌ای نیز به فکر شراکت با امیرانی افتادند. یکی دو تن مدتی شریک او در نشر مجله شدند اما دیری نمی‌پایید که شراکت به هم می‌خورد و یکه تازی امیرانی در خواندنی‌ها استمرار پیدا می‌کرد. به هر روی هرچه زمان می‌گذشت بر ثروت و قدرت امیرانی افزوده می‌شد و او نیز با مبارزة قلمی مسقف و شیوه‌های خود ساخته که تیراژ زا بود و نیز با ارتباط وسیع به با نفوذ‌ترین مجله‌دار ایران از مرداد 1332 تا بهمن 1357 بدل گردید. یکی او را «فیل» و دیگری «کعب الاخبار» می‌نامید. فردی به واسطة چاپ مطالب برگرفته از مطبوعات، وی را «سارق الجراید» نام می‌نهاد و شماری بر این باور بودند که تاریخ روزگار پهلوی دوم را با استفاده از خواندنی‌ها می‌توان نوشت. این اظهار نظرها به شیوة مرسوم در کشورمان  بسته به میزان دوستی و دشمنی با او بود.

باری، فاصله انتشار خواندنی‌ها در عُمر 39 ساله گاهانه، ماهانه، هفتگی و نیم ‌هفتگی بود و در این گسترة زمانی با چاپ حدود 60 میلیون نسخه، این مجله سردبیرانی به خود دید. از آن جمله‌اند: ابوالقاسم پرتو اعظم، امیرهوشنگ عسکری، حسین مکی، مسعود برزین، عباس فروتن، نصرالله شیفته، حسین سرفراز، ایرج نبوی، منوچهر محجوبی، محمود طلوعی، علی شعبانی و... عُمر سردبیری خود امیرانی بر خواندنی‌ها بیش از دیگران بود. در دهة 1320 که اندیشه‌های چپ و راست رواج داشت، امیرانی دو دبیر چپ و راست گمارده بود که هر یک مسئولیت بررسی و برگزیدن مطالب نشریه‌های خاص خود را عهده‌دار بودند. از مرداد 1332 اما خواندنی‌ها دیگر نیازی به نگاه دوسویه نداشت و حرفه‌ای‌گری را از منظر دیگر می‌نگریست و 25 سال رویه‌ای یکنواخت را سپری کرد. امیرانی در روزگار حیات خواندنی‌ها برخوردار از همکاری قلمی شماری از ناموران بود که هریک در افزونی شمارگان مجله نقش داشتند. علی‌اکبر کسمایی، خسرو شاهانی، فرید جواهر کلام، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، پرویز خرسند، ایرج زارع، احمد شاملو، فرید امیرانی، حبیب‌الله شاملویی، زبیده جهانگیری (شبنم) و بیش از همه ذبیح‌الله حکیم الهی مشهور به ذبیح‌الله منصوری (1274 – 1365ش)؛ نویسنده‌ای که حیات مطبوعاتی‌اش از تمام عُمر و زندگی امیرانی بیشتر است. منصورری یک سال پیش از تولد امیرانی روزنامه‌نگار شد و پنج سال پس از وداع امیرانی با دنیا به فعالیت خود ادامه داد. ذبیح‌الله منصوری از شهریور 1319 تا مرداد 1358 و تا شمارة پیاپی  3472 آثارش در خواندنی‌ها چاپ شد. همچنین وی با گردانندگان 8 شمارة پایانی خواندنی‌ها که با عنوان «خواندنی‌ها در مسیر انقلاب» منتشر شد، به همکاری پرداخت و به مدت پنج‌سال – تا یک ماه پیش از فوت- روزانه در دفتر مجله خواندنی‌ها می‌نشست بدان امید که انتشار مجله از سرگرفته شود اما هیچ گاه مجله منتشر نشد و همان مرداد 1358 نقطة پایان حیات 39 ساله خواندنی‌ها بود.


1. خاطرات مطبوعاتی. سید فرید قاسمی، تهران: نشرآبی، 1383، ص 187- 188؛ به نقل از خواندنی‌ها، س 16، ش 128، 1334، ص 8-9 .

2. همان، ص 508 – 509 ؛ به نقل از خواندنی‌ها، س 16، ش136، 1334، ص 9.

 21.  مطبوعات لرستان 1 (مجموعه سید فرید قاسمی)

تاریخ انتشار لوح فشرده: مرداد ماه 1390

لوح حاضر، در بردارندة 7 عنوان از مطبوعات استان لرستان، یا به سخن دقیق‌تر نشریه‌های چاپی خرم‌آباد است. مطبوعات در خرم‌آباد با اعلان‌های ژلاتینی نشریه گونة نظامیان در واپسین سال‌های حکمرانی قاجار متولد شد.

اعلان‌هایی که بیشترین‌شان دیوار کوب می‌شدند. پس از آن، اعلان دولتی و ملتی، شب نامه‌نگاری و مخفی‌نویسی باب شد تا این که نخستین ادواری چاپی در خرم‌آباد از سوی حزب میهن‌پرستان لرستان در 20 فروردین 1322 با عنوان پاداش منتشر شد. این نشریه که در شمارة دوم به اتحاد تغییر نام یافت بنابر گفته گرداننده‌اش به توصیه مقام‌های محلی تعطیل شد.

اولین بهار مطبوعاتی خرم‌آباد از زمستان 1329 آغاز شد و تابستان 1332 پایان گرفت. در این دوره مجوز نشر برای این عنوان‌ها صادر شد: صدای لرستان، زبان لرستان، لرستان امروز، فروغ لرستان، طلیعه لرستان، ندای فرهنگ خرم‌آباد، لرستان جوان، زبان عشایر، لرستان آینده، نهیب عشایر، امید عشایر، کبیر کوه، قیام لر، آهنگ لرستان، بوستان جوان، پیام لرستان، چماق لر، چمن‌زار، طوایف لرستان، عشایر امروز، عقاب لرستان، کاروان لرستان، کامران، لرستان، ندای پارسا، نهضت لرستان، ندای گلشن و ....[1]

از میان نشریه‌های یاد شده 91 شماره از 7 عنوان مهم (صدای لرستان، زبان لرستان، فروغ لرستان، طلیعه لرستان، ندای فرهنگ خرم‌آباد، لرستان جوان، ندای گلشن) در این لوح در دسترس شماست، بدان امید که راهگشا باشد و مورد استفاده قرار گیرد.


1. برای آگاهی بیشتر بنگرید به: پیشینة ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرم‌آباد، تألیف سیّدفرید قاسمی، خرم‌آباد: سیفا، 1387،  صفحه1104.

 

22. نشریه دانشکده ادبیات و عوم انسانی دانشگاه اصفهان

تاریخ انتشار لوح فشرده: شهریورماه 1390

   اولین شماره مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان در زمستان 1343 منتشر گردید و تا تابستان 1356 در چهارده شماره به چاپ رسید. پس از وقوع انقلاب اسلامی، این نشریه فترتی پنج ساله را پشت سر گذاشت و دوره دوم آن از سال 1361 تا سال 1387 در پنجاه و سه شماره انتشار یافت. از سال 1388 دانشکده ادبیات دوره جدید مجله را به صورت سه نشریه مستقل تخصصی ( پژوهش های زبان و ادب فارسی، پژوهش های تاریخی و متافیزیک ) منتشر نمود که هم اکنون ادامه دارد.

   اولین رئیس دانشکده ادبیات، مرحوم دکتر عباس فاروقی بود. وی از دانشمندان و اساتید خلاق  و بااستعداد آن روزگارو مسلط به زبان انگلیسی و فرانسه بود و در تاریخ ملل تتبع بسیار داشت. در عالم ادب زبر دست و در کتابشناسی بسیار مطلع و آگاه بود. درست مقارن آغاز سال تحصیلی 1338 دانشکده ای با تمام خصوصیات و لوازم آن از کتابخانه، تالار سخنرانی، کلاس های متعدد و کافی و جایگاهی برای دفاتر بایگانی آماده گردید. این دانشکده ابتدا با رشته ادبیات فارسی شروع به کار کرد و بلافاصله  رشته فلسفه و روانشناسی نیزدایر شد و رشته های دیگر به دنبال ان اضافه گردید. کتابخانه دانشکده نیز به موازات آن پیشرفت می کرد و رئیس دانشکده از همان ابتدا برای رونق و توسعه کتابخانه اهمیت فراوانی قائل بود.

   همکاران وفادار دکتر فاروقی در آن زمان آقایان بدرالدین کتابی، محمد مهریار، حسین عریضی، نصرالله ملکوتی و سید علی اکبر ابرقویی بودند و رئیس کتابخانه آقای مرتضی تیموری بود که با همت و کوشش خود کتابخانه را به حجم عظیم شصت هزار جلد کتاب رساند.

   یکی از توفیقات و پیشرفت های مهم معنوی دانشکده ادبیات به چاپ رساندن نشریه دانشکده بوده است که نه تنها حاکی از فعالیت استادان اصفهان، معلمان و دانشمندان علاقمند به این دانشکده و استان اصفهان و فرهنگ و تمدن ایران است بلکه نموداری از شور و اشتیاق آنان برای کسب معرفت و پژوهش های علمی و فرهنگی و هنری است و نشان می دهد که دانشکده ادبیات از اولین سال های تأ سیس تا کنون با گام های استوار راه های ترقی و توسعه را طی کرده و در جهت بسط و ترویج دانش و فرهنگ پیش می رود.

 

23.نشریه هفتگی تماشا

تاریخ انتشار لوح فشرده: آبانماه 1390

این مجموعه شامل 4 لوح فشرده در بر گیرنده 8 سال انتشار هفته نامه تماشا است که از 27 اسفند 1349 تا 2 دی 1357منتشر می‌شده و به بیان رویدادهای فرهنگی و هنری ایران و جهان می‌پرداخته است.

مجله تماشا هفته نامه اجتماعی و هنری ویژه برنامه­ های رادیو و تلویزیون بوده است که اولین شماره آن در اسفند سال 1349 منتشر شده است و آخرین انتشار آن مربوط به سال 1357 شماره 390 می­باشد.

مسعود برزین در شناسنامۀ مطبوعات ایران از 1215 تا 1357 شمسی در معرفی این مجله نوشته است: «مجله هفتگی اجتماعی هنری و ویژه برنامه­های رادیو و تلویزیون از انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران. رضا قطبی. سردبیرها نادعلی همدانی، ایرج گرگین، رضا سید حسینی و فیروز فولادی. سازمان مزبور یک بولتن داخلی هم مخصوص کارمندان خود منتشر می­کند. ادامه دارد.»

در دوره­ای که رادیو، تلویزیون و بطور کلی وسایل ارتباط جمعی پدیده هایی نوین اما پیشرفته و توانا بوده است انتشار مجله تماشا که بطور کامل به معرفی برنامه­های تلویزیونی، ستاره های سینما و حواشی مربوط به زندگی آنها، معرفی جدول و شرح برنامه­های تلویزیون ملی می­پرداخته است گامی نوین در انتشار مجله­های سینمایی که امروزه به وفور آن را در کیوسک­های روزنامه فروشی می­بینیم بوده است. به رغم این رویکرد در شماره 1 پیام سردبیر ژیلا سازگار نوشته­است که: «پیرامون مجله تماشا و کار تازه­ای که آغاز می­شود سخن بسیار نیست و داعیه گسترده نه. اگر می­بینید که نشریه از جانب سازمان تلویزیون ملی ایران منتشر می­شود، هدف براستی پی­ریزی یک ارگان تبلیغاتی برای این سازمان نیست، که پی جویی رابطه پیوسته­تری است بین شما و گردانندگان سازمان، و شاید گسترش پاره­یی تلاش­های سودمند که در چهارچوب برنامه­های تلویزیونی انجام دادن آن میسر نیست. تلویزیون در حقیقت حاشیه نشین بحث­ها و حرف­های ما خواهد بود و آن به که تماشا را در آغاز کار یک نشریه هنری- اجتماعی و یکسره در خدمت عموم معرفی کنیم تا یک نشریه اختصاصی یک نشریه تلویزیونی.»

 

24. لوح مطبوعات دینی 3

تاریخ انتشار لوح فشرده: آبانماه 1390

این لوح فشرده مشمل بر 8 عنوان مطبوعات دینیف به عبارت زیر می باشد:

  • نشریات الاسلام
  • پرچم اسلام
  • دانش آموز
  • دعوة الحق
  • دنیای اسلام
  • رواق
  • نهضت اسلام(سید صادق تقوی )
  • نهضت اسلام(سید جلال کاشانی)

 

25. مجله العرفان

تاریخ انتشار لوح فشرده: آذرماه 1390

 یکی از این مجلات عربی زبان مهم و تاثیرگذار، مجله «العرفان» است که در سال 2009 میلادی، بزرگداشت صدمین سالگرد انتشار این مجله (1909-2009م.)  با حضور تنی چند از بزرگان علم و ادب در انجمن آل‌البیت (ع) الخیریه، در بیروت، برگزار شده است. کتاب‌خانه مجلس نیز به تازگی تصمیم به انتشار لوح فشرده‌ای شامل شماره‌های در دسترس این نشریه گرفته است. در ادامه به اختصار تاریخچه و شرح حال مؤسس این مجله را بررسی می‌کنیم:

شیخ احمد عارف الزین:

موسس این مجله، عارف بن علی بن موسی بن یوسف الانصاری، منتسب به اسره (آل الزین)، مشهور به احمد عارف­الزین (1884م.-1960م.)[1] نویسنده، ادیب، فاضل و عارف از جنوب لبنان است. عارف ­الزین در ماه رمضان سال 1884م. (1301هـ.) در روستای شحور در جنوب لبنان، زاده شد.

احمد عارف­ الزین در راه توسعه تفکرات اسلامی و خصوصاً عقاید شیعی و همچنین نزدیکی مذاهب اسلامی، اصلاح امور اجتماعی، اخلاقی، تعلیم و تربیت و ... تلاش بسیار کرد. وحدت اسلامی، وحدت کشورهای عرب، وحدت بین مذاهب اسلامی، نشر دین و علم و ادب، تهذیب نفس و دعوت به اخلاق و ... از جمله اهداف مهم احمد عارف­الزین از تاسیس این مجله و انتشار آن بوده است به طوریکه شعار مجله حدیث نبوی «تعلم العلم من المهد الی اللحد»[2] و آیۀ شریفۀ    «هل یستوی الذی یعلمون و الذین لا یعلمون»[3] می­باشد (الحدراوی، 2007م.، ص 42).

 مجلۀ العرفان:

مجله «العرفان»، ماهنامه علمی، ادبی، سیاسی، اخلاقی و اجتماعی[4]، در محرم سال 1327 هجری برابر با 5 شباط (فوریه) 1909م. در شهر صیدا (از شهرهای سوریه)، در جبل عامل، تاسیس و اولین شماره آن منتشر شد. موسس مجله وزین «العرفان»، شیخ احمد عارف­الزین، ادیب، شاعر، علامه، متفکر شیعه می­باشد. او پس از آنکه دو سال مجله­اش (العرفان) را در بیروت و البته علیرغم مشکلات مالی فراوان که پیش می­آمد، منتشر کرد، در یازدهم کانون­الاول سال 1910م. چاپخانه­ای با نام مجلۀ خود (مطبعه العرفان) را در شهر صیدا افتتاح کرد تا افزون بر چاپ مجله­اش، کتابهای درسی و کتابهای دینی، ادبی و علمی را نیز چاپ و منتشر کند. چاپخانه و انتشارات «العرفان» از همان سال­های آغازین فعالیت خود، کتابهایی در ارتباط با میراث دینی شیعه از جمله «المقتل لابن طاووس» را نیز چاپ و منتشر کرد. شماره اول از جلد سوم العرفان در تاریخ محرم سال 1329هـ. برابر با اول کانون­الثانی سال 1911م. در صیدا و در این چاپخانه منتشر شد. این چاپخانه تا پایان عمر احمد عارف­الزین به منظور چاپ مجله «العرفان» و کتب دینی و ادبی و ... مورد استفاده قرار می­گرفت و حتی تا پس از مرگ عارف­الزین، تا سال 1967م.، بالغ بر 57 سال در راه خدمت به شیعیان، کشورهای عربی و خصوصاً لبنان، از طریق انتشار کتب معتبر علماء و ادبا و متفکرین به کار گرفته شد که البته اولین آن، مجله «العرفان» بود.ه است.

مقالات مجله «العرفان»، در اولین شماره­ خود در 4 موضوع محدود شده بود، «علم، ادب، اخلاق و اجتماع» اما به مرور زمان و با افزایش مشارکت و اقبال مردمی، از شماره­های بعدی (سال دوم) مقالاتی با مضامین سیاسی، دینی، تاریخی، جغرافیایی، فلسفه و ... نیز اضافه شد و به طور کلی به 14 باب[5] افزایش یافت. در سال سوم انتشار، در سال 1911م.، سه باب جدید[6] به موضوعات قبلی افزوده گردید. احمد عارف­الزین، از جلد یازدهم، سال 1925م.، سه باب جدید[7]  و از سال 1926م. بابهای جدید دیگری[8] را نیز به مجله افزود. در نوزدهمین سال انتشار مجله، یعنی سال 1930م. باب جدیدی با نام «الاقتصاد و التجاره» اضافه گردید و در سالهای بعد نیز در راستای تکمیل و غنی سازی محتوای مجله اقدامات مهم دیگری نیز صورت گرفت. یکی از مهمترین این اقدامات، تهیه فهرست مفصل و منظمی است از انتشارات 5 سالۀ مجله «العرفان» (1909م.–1914م.) که از سال 1920م. تا 1936م. به مرور این فهرست تکمیل گردید (الحدراوی، 2007م.، ص. 45-48)

مجله «العرفان»، از نظر نوع مطالب و محتوا، از سایر مجلات هم­عصر خود غنی­تر و از لحاظ تنوع مقالات مندرج در آن، متنوع­تر بوده است به طوریکه مقالات این مجله در موضوعات مختلف علمی، ادبی، اجتماعی، فرهنگی، و ... منتشر می­شده است. این مجله که در اولین سالهای قرن بیستم شروع به انتشار کرد، یکی از مهم­ترین مجلات عربی زبان در مقایسه با مجلات هم­عصر و زبان خود می­باشد. احمد عارف­الزین در شرح کوتاهی که از خود در ماه اکتبر سال 1911 م. در مجله العرفان منتشر کرده یادآور می­شود که از سه سال پیش به فکر تاسیس مجله العرفان افتادم زیرا کشور را به شدت نیازمند به آن می­دیدم. به ویژه جمعیت شیعه را که در آن روزها هیچ نشریه­ای نداشت تا باورهای درست شیعی و دیدگاه صریح علما و نویسندگان شیعی را منتشر کند و شرح شخصیتهای برجسته آن را بنویسد و گفتار جاهلان دربارۀ خودشان را پاسخ دهد. بنابراین کاملاً روشن است که هدف وی علاوه بر گسترش علم، دانش و آگاهی، تاسیس مجله­ای برای جمعیت شیعه بوده که تا آن روز چنین امکانی و فضایی برای آنها مهیا نبوده است (سلطانی، 1385، ص 45-46).

جریده جبل عامل و سایر آثار احمد عارف­الزین:

احمد عارف­الزین علاوه بر تاسیس و انتشار مجله «العرفان»، و همچنین تالیف و انتشار کتابهای متعدد، روزنامه هفتگی ادبی، سیاسی و اجتماعی در هشت صفحه بزرگ به نام «جریده جبل عامل» را نیز منتشر و مباحث مربوط به منطقه جبل عامل را در آن مطرح می­کرده است. جریده «جبل عامل»، به مسائل ادبی، سیاسی و اجتماعی می­پرداخت و اولین شماره آن در تاریخ 15 کانون­الاول 1911م. منتشر شد و به نشر اخبار مربوط به جبل عامل و سایر مناطق همچون سوریه و سرزمین عثمانی، همچنین ارائه مجموعه­ای از آثار ادیبان و شعرا و علما سوریه و عراق نیز می­پرداخت. ولی این هفته نامه به سبب مشکلات متعدد از جمله مسائل مالی، تنها 43 شماره از آن منتشر شد و در میانه سال 1912م. به دلیل مسائل و مشکلات برآمده، که بخشی از آن نیز برآمده از حکومت وقت، حکومت عثمانی، به اتهام «تهمت و نشر اکاذیب» بود، متوقف گردید. مجله «العرفان» و هفته نامه «جبل عامل» در ایجاد عزم ملی در منطقه­ای که تا آن روز هیچ نشریه­ای نداشت، نقش جدی داشت و بهترین وسیله برای آگاه سازی مردم و عادت دادن آنها به مطالعه بود (الحدراوی، 2007م.، ص. 13 و سلطانی، 1385، ص 46-47)

شیخ احمد عارف­الزین، علاوه بر اینها، در تالیف و انتشار کتاب نیز همت می­گماشت. در شرح فعالیت­های او می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

-        تالیفات:

1-    تاریخ صیدا، که در 4 بخش تالیف شده است (در سال 1913م. بالغ بر 176 صفحه)، چاپ در مطبعه «العرفان».  2- قائمه العرفان، که شامل اسامی کتب منتشر شده توسط انتشارت (مطبعه) العرفان می­باشد (1914م.)، 3- مختصر تاریخ الشیعه (در سال 1914م. در 48 صفحه)، 4- قصه الحب الشریف، که اولین بار در مجله «العرفان» منتشر شد (1923م.)، 5- حقائق و دقائق، در مطبعه «العرفان» منتشر شده و جزء اول آن در سال 1931م. و بالغ بر 204 صفحه در صیدا منتشر شد و 6- جامع الادعیه و الزیارات.

-        کتابهایی را که منتشر کرده و شرحی بر آنها نگاشته است:

1-    الوساطه بین المتنبی و خصومه للقاضی الجرجانی: در مجله «العرفان» در باب خبایا الزوایا، با تصحیح و شرح احمد عارف­الزین و در  سال 1913م. در 416 صفحه، و توسط مطبعه «العرفان» منتشر شده است.

2-    مجمع البیان فی تفسیر القرآن للطبرسی، جلد اول در سال 1915م.، جلد دوم در سال 1935م.، جلد سوم در سال 1936م. و جلد چهارم و پنجم آن در سال 1937م.، در مطبعه «العرفان» و زیرنظر شیخ احمد عارف­الزین و با تصحیح تعدادی از علمای فاضل منتشر شد.

-        کتابهایی را که منتشر کرده (در مطبعه العرفان) و یا در نشر آنها همکاری داشته است:

1-    العراقیات (1913م.)، 2- سحر بابل و سجع البلابل (1913م. در 466 صفحه)، 3- دیوان بدوی­الجبل (1925م.) و 4- الثوره العراقیه الکبری. (الحدراوی، 2007م.، ص. 13-15 و موسوعه الحره)

فراز و نشیب­های «العرفان»:

در طول دوران انتشار مجله «العرفان»، مشکلات مالی و مسائل متعددی، کار را برای احمد عارف­الزین و همکارانش در دفتر مجله دشوار می­کرد اما این مجله و مسئولانش، با طی کردن فراز و فرودهای بسیار، توانستند نقش خود را به خوبی ایفا کرده تا اینکه این مجله جایگاه مناسبی را بین اهل علم و معرفت به دست بیاورد.

همانطور که قبلاً نیز بدان اشاره شد، اولین شماره مجله در سال 1909م. منتشر شد، سالهای متوالی به انتشار خود ادامه داد تا اینکه در سال 1915م. ، مطابق با سال ششم انتشار مجله، به دلیل جنگ جهانی اول انتشار آن متوقف شد و این توقف تا سال 1920 یعنی حدوداً شش سال به طول انجامید و از سال 1920م. مجله وارد مرحلۀ جدید انتشار خود شد. مجله «العرفان» در دوران حکومت دولت عثمانی، از 5 شباط 1909م. تا کانون­الاول 1915م. و در دوران حکومت فرانسه از کانون­الاول 1920م. تا سال 1942م. منتشر می­شد. بنابراین از تاریخ کانون­الاول سال 1920م. تا سال 1942م. تحت حکومت دولت فرانسه، انتشار مجله ادامه یافت. جزء اول از جلد ششم آن در ربیع­الاول سال 1339هـ. برابر با کانون­الاول 1920 م. منتشر شد و علیرغم مشکلات فراوان انتشار آن ادامه یافت. تعداد مجلدات مجله العرفان در خلال سالهای 1909 تا 1936 به بیش از 26 جلد رسید (الحدراوی، 2007م.، ص. 56، 58).

بخشی از مشکلات مالی به واسطه ارسال مجله به شهرها و کشورهای مختلف از جمله حجاز، عراق، بحرین، مصر، سودان، تونس، و از طرفی برزیل، امریکا، مکزیک، نیجریه، هند، پاکستان و حتی ایران، و به واسطه حضور و فعالیت نمایندگان این کشورها و ارسال هزینه اشتراک مجله تامین می­شد تا اینکه به جهت ناهماهنگی در ارسال مبالغ دریافتی از سوی نمایندگان شهرها و کشورها به دفتر مجله، به سبب ایجاد مشکلاتی، در تاریخ کانون الاول سال 1912م. احمد عارف­الزین دستور به توقف انتشار مجله داد و پس از آن یعنی از کانون­الثانی 1912م.  تا 29 تشرین­الثانی 1913م. انتشار مجله متوقف شده بود که البته با حمایتهای مالی که به عمل آمد مجله پس از مدتی مجدداً به انتشار خود ادامه داد (الحدراوی، 2007م.، ص. 50-51).

در سالهای متعدد، مجله چندین بار به دلایل مختلف توقیف می­شد و یا از چاپ باز می­ایستاد. این توقف گاهی بنا به دلایل سیاسی دولت وقت بود و گاهی به دلیل مشکلات مالی در تامین کاغذ سفید، ... و حتی عدم وصول هزینه­های اشتراک مجله از سایر شهرها و کشورها به دفتر مجله و مسایلی از این قبیل. برای نمونه یکبار در سال 1912م.، احمد عارف­الزین به مدت یک ماه و نیم زندانی و مجله­اش متوقف شد (الحدراوی، 2007م.، ص. 59).، بار دیگر در 13 کانون­الاول سال 1924م.، و در سال 1925م. انتشار مجله متوقف شد و مرتبه دیگر از ایار تا آب 1927م[9]. مجدداً در سالهای 1931م. (از کانون­الاول 1931 تا نیسان 1932م.) و 1932م. (از حزیران تا ایلول) به دلیل تهمت، افترا و برخی مسائل سیاسی انتشار مجله متوقف بود و خود نیز (احمد عارف­الزین) سالهایی را در زندان سپری کرد (الحدراوی، 2007م.، ص. 61-62).

 از طرفی پس از فوت موسس مجله، احمد عارف­الزین در سال 1960م.، مشکلات و مصائب متعددی برای مجله و گردانندگان بوجود آمد که این مشکلات مدت زمان طولانی، حدوداً 20 سال به طول انجامید. مجله با مشکلات مادی مواجه شد و تعداد زیادی از همراهان مجله به دلیل مشکلات موجود از فعالیت در مجله انصراف دادند. در آن زمان، یعنی در سال 1960م.، ادیب نزار احمد عارف­الزین (نزار الزین)، اداره مجله را بر عهده گرفت و تا زمان مرگش، یعنی تموز سال 1981م. سعی در حفظ این مجله کرد. بنابراین از سال 1960م. تا 1981م. مجله علیرغم مشکلات و مسائل متعدد با مدیریت نزار احمد ادامه یافت. پس از فوت نزار احمد، نوه احمد عارف­الزین، فواد زید­الزین (فواد الزین)[10]، که تا قبل از این (1960-1981م.) مدیر امور مراسلات مجله بود، با فروش املاک موروثی، و دارایی های خود و خرج آنها برای رفع مشکلات مالی مجله، اداره دفتر مجله و مسئولیت آن را (به عنوان صاحب و مدیرمسئول) عهده­دار شد و از اوایل سال 1982م.، مرحله دیگری از انتشار مجله العرفان آغاز شد. فواد زیدالزین، با امکانات و بودجه محدود فعالیت خود را آغاز کرد تا بتواند از این میراث ماندگار و امانت بزرگ محافظت کرده و راه آن را ادامه دهد (کلمه العرفان قراءه موجزه  لمسیره العرفان خلال 78 عاماً، 1366، ص. 7-8).

در طول دوران انتشار مجله «العرفان»، همواره تعداد زیادی از روشنفکران، با تفکرات و ایده­های منحصر به خود، قلم فرسایی می­کردند و همینطور تعدادی از مولفان و محققان اروپایی نیز مقالات خود را در «العرفان» چاپ می­کردند.

امروزه مجله «العرفان» برای افرادی که در پی اطلاعات مهمی دربارۀ تاریخ لبنان، سوریه و عراق هستند، منبع مهم و معتبری محسوب می­شود.

با توجه به مطالبی که در بالا بدان اشاره شد، مجله «العرفان» را می­توان یکی از مهمترین مجلات عربی زبان قرن بیستم به شمار آورد، به جهت استمرار در انتشار مقالات مهم و تاثیرگذار در زمینه­های ادبی، اقتصادی، اجتماعی، تاریخی، ... و سیاسی، خصوصاً در زمینه عقاید شیعی و بحث و بررسی مسائل مرتبط با آن و همچنین تلاش و کوشش موسس آن شیخ احمد عارف­الزین علیرغم مشکلات و مصائب موجود در طول دوران انتشار مجله، توقیف، حبس و مشکلات مالی و ... و همچنین تلاش و کوشش نزار احمد عارف­الزین (نزار الزین) و همینطور فوادالزین و سایر مسئولان مجله در استمرار انتشار مجله، در عین حفظ کیفیت مطالب آن و پاره­ای مسایل دیگر، باعث شده که مجله «العرفان»، به عنوان اثری متمایز از سایر مجلات حداقل هم دوره و هم عصر خود شناخته شود. اگرچه سعی در شناسایی زمان انتشار مجله از ابتدا تا حال صورت گرفت، اما تنها نشان از برگزاری صدمین سال انتشار مجله توسط جمعیه آل البیت (ع) الخیریة، برعایه سماحه آیه الله العظمی السید السیستانی (دا­ظله) در سال 2009م. یافت شد که بیانگر استمرار انتشار مجله تا سال 2009 م. و اعلام صد سالگی مجله می­باشد.

***

یکی از پژوهش­های مهمی که تاکنون دربارۀ مجله «العرفان» و در قالب پایان نامه صورت گرفته است، پایان­نامه مجید حمید عباس الحدراوی است که در سال 2007 میلادی (1428هـ.) و برای کسب درجۀ کارشناسی ارشد در رشته تاریخ معاصر (دانشگاه کوفه) و به راهنمایی استاد دکتر جاسب عبدالحسین الخفاجی در 184 صفحه انجام شده است. الحدراوی، در پژوهش خود به بررسی مجله «العرفان» در دورۀ تاریخی 1909م. تا 1936م. پرداخته[11] و این مجله را در این دوره تاریخی و در 5 فصل بررسی کرده است. فصل اول به شرح زندگینامه شیخ احمد عارف­الزین، موسس مجله «العرفان» می­پردازد. فصل دوم[12] به وضعیت مجله در خلال سالهای 1909 تا 1936 میلادی اشاره کرده است. فصل سوم[13] به بررسی مسائل آموزشی و همچنین اجتماعی و در فصل چهارم[14] به وضعیت تاریخی در همان دوره مورد مطالعه (1909-1936م.) و رویکرد مجله نسبت بدان پرداخته است. فصل آخر[15] (فصل پنجم) نیز به مسائل سیاسی، اقتصادی زبان شناختی و ادبی در طول دوران مذکور اشاره دارد. در هر یک از فصول فوق­الذکر، در مبحث­های مجزا، سعی در بحث و بررسی پیرامون موضوعات خاص را دارد و در آخر پس از نتیجه گیری، به منابع و ماخذ مورد استفاده اشاره کرده است.


منابع:

1-    احمد عارف­‌الزین. الموسوعه الحره (دانشنامه عربی).

2-    جمعیة آل­‌البیت (ع) الخیریه، برعایه سماحه آیه الله العظمی السید السیستانی (دا­ظله). تکرّم مجلة العرفان و صاحبها بمناسبة مرور مئة عام علی تأسیسها (1909-2009).

3-    الحدراوی، مجید حمید عباس. 2007. «مجله العرفان اللبنانیه: دراسه تاریخیه 1909م.-1936م.» اشراف جاسب عبدالحسین الخفاجی. رساله تقدم بها الی مجلس کلیه الاداب – جامعه الکوفه. (درجه الماجستیر) فی التاریخ المعاصر.

4-    الزرکلی، خیرالدین. 1980. الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین. بیروت: دارالعلم للملایین، جزء اول، ص 141( احمد عارف).

5-    سلطانی، محمدعلی. 1385. تاملی در حرکه الاصلاح الشیعی. آینه پژوهش. شماره 98-99، ص 42-47.

6-    عارف­الزین، احمد.

7-    کلمه العرفان: العرفان بعد 75 عاماً. 1363. العرفان. جلد 72، شماره 9-10، ص. 3.

8-    کلمه العرفان: رساله العرفان بین الماضی و الحاضر. 1363.  العرفان. جلد 72، شماره 7، ص. 3-4.

9-    کلمه العرفان: قراءه موجزه لمسیره «العرفان» خلال 78 عاماً. 1366.  العرفان. جلد 75، شماره 9-10، ص 3-14.


[1] خیرالدین الزرکلی. الاعلام قاموس تراجم لاشهر الرجال و النساء  (ص. 141): احمد عارف (1881-1960م.)

[2] ز گهواره تا گور دانش بجوی

[3] آیا کسانی که می­‌دانند با کسانی که نمی­‌دانند برابرند؟

[4] این مجله در طول دوران انتشار خود بدین عناوین خود را معرفی می­کند: مجله علمیه، ادبیه، سیاسیه شهریه (ماهنامه علمی، ادبی و سیاسی)؛ ثقافیه سیاسیه شهریه (ماهنامه فرهنگی-سیاسی)، مجله علمیه، ادبیه شهریه مصوره (ماهنامه علمی، ادبی مصور) و ... که البته در همۀ شماره­ها به صورت ماهنامه منتشر نشده است.

[5] مباحث علمیه، صحف تاریخیه، مختارات ادبیه و اخلاقیه، فلسفه اجتماعیه، معرض المشاهیر، حدیث عن القواریر، اکتشافات و اختراعات، باب النسمات و النفحات، باب الماثورات، باب المنشورات، باب خبایا الزوایا، باب التقریظ و الانتقاد، باب المتنوعات و باب روایه الشهر

[6] باب المراسله و المناظره، باب التربیه و التعلیم و باب الصحه و تدبر المنزل

[7] باب مختارات الصحف، باب سیر العلم و باب الزراعه و الصناعه

[8] باب السوال و الجواب و باب برید القراء

[9] به دلیل چاپ ترجمه مقاله­ای از دکتر صالح قنباز، (العرفان)، مجلد 13، جزء 7، اذار 1927، ص. 745-753.

[10] فواد زید­الزین، ریاست تحریریه مجله العرفان را از سال 1982م. تا سال 1996م. بر عهده داشت که در این مدت تغییراتی را نیز در موضوعات مجله بوجود آورد (الحدراوی).

[11] عنوان پایان نامه: مجله العرفان اللبنانیه: دراسه تاریخیه 1909م.-1936م. (برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به «العرفان» و موسس آن، به این پایان­نامه مراجعه شود).

[12] مجله العرفان اللبنانیه ... الفکره و الظهور و التطور 1909-1936م.

[13] معالجات مجله العرفان التربویه و التعلیمیه و الاجتماعیه 1909-1936م.

[14] معالجات مجله العرفان التاریخیه 1909-1936م.

[15] معالجات مجله العرفان السیاسیه و الاقتصادیه واللغویه و الادبیه 1909-1936م.

 

26. لوح مطبوعات فارسی ایران 3

تاریخ انتشار لوح فشرده: آذرماه 1390

آنچه در این لوح فشرده ارائه گردیده در بر گیرنده37 عنوان مطبوعات قدیمی فارسی است. عناوین مطبوعات این لوح فشرده عبارتند از: اخوت تبریز، ادب، اصفهان، آفتاب، اقیانوس، انجمن اصفهان، انجمن بلدیه اصفهان، انجمن تبریز، انوشیروان، برجیس، برید شمال، بشارت، بلدیه، بهلول تهران، بهلول رشت، بی طرف، تنبیه درخشان، جهاد اکبر، حرف حق، دهریه، رهنما، زاینده رود، طریقه الفلاح، عدالت، عروه الوثقی، گنجینه فنون، مجاهد، مجموعه اخلاق، محاکمات، مساوات، معارف، مفتاح الظفر، ناقور، نجات تهران، ندای اسلام، ندای ترقی، نسیم شمال.

 

 

 

 


 

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٩/٢٢

انتشار لوح فشرده نشریه هفتگی تماشا/1357-1349

در پی استقبال خوبی‌که از انتشار بسته‌های نرم‌افزاری حاوی دوره نشریات قدیمی صورت گرفت، سید علیرضا طیرانی از انتشار بسته نرم افزاری نشریه هفتگی تماشا خبر داد.

مدیر فن‌آوری اطلاعات کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در این باره چنین توضیح داد، این مجموعه شامل 4 صفحه لوح فشرده در بر گیرنده 8 سال انتشار هفته نامه تماشا است که از 27 اسفند 1349 تا 2 دی 1357منتشر می‌شده و به بیان رویدادهای فرهنگی و هنری ایران و جهان می‌پرداخته است.

مجله تماشا هفته نامه اجتماعی و هنری ویژه برنامه­ های رادیو و تلویزیون بوده است که اولین شماره آن در اسفند سال 1349 منتشر شده است و آخرین انتشار آن مربوط به سال 1357 شماره 390 می­باشد.

مسعود برزین در شناسنامۀ مطبوعات ایران از 1215 تا 1357 شمسی در معرفی این مجله نوشته است: «مجله هفتگی اجتماعی هنری و ویژه برنامه­های رادیو و تلویزیون از انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران. رضا قطبی. سردبیرها نادعلی همدانی، ایرج گرگین، رضا سید حسینی و فیروز فولادی. سازمان مزبور یک بولتن داخلی هم مخصوص کارمندان خود منتشر می­کند. ادامه دارد.»

در دوره­ای که رادیو، تلویزیون و بطور کلی وسایل ارتباط جمعی پدیده هایی نوین اما پیشرفته و توانا بوده است انتشار مجله تماشا که بطور کامل به معرفی برنامه­های تلویزیونی، ستاره های سینما و حواشی مربوط به زندگی آنها، معرفی جدول و شرح برنامه­های تلویزیون ملی می­پرداخته است گامی نوین در انتشار مجله­های سینمایی که امروزه به وفور آن را در کیوسک­های روزنامه فروشی می­بینیم بوده است. به رغم این رویکرد در شماره 1 پیام سردبیر ژیلا سازگار نوشته­است که: «پیرامون مجله تماشا و کار تازه­ای که آغاز می­شود سخن بسیار نیست و داعیه گسترده نه. اگر می­بینید که نشریه از جانب سازمان تلویزیون ملی ایران منتشر می­شود، هدف براستی پی­ریزی یک ارگان تبلیغاتی برای این سازمان نیست، که پی جویی رابطه پیوسته­تری است بین شما و گردانندگان سازمان، و شاید گسترش پاره­یی تلاش­های سودمند که در چهارچوب برنامه­های تلویزیونی انجام دادن آن میسر نیست. تلویزیون در حقیقت حاشیه نشین بحث­ها و حرف­های ما خواهد بود و آن به که تماشا را در آغاز کار یک نشریه هنری- اجتماعی و یکسره در خدمت عموم معرفی کنیم تا یک نشریه اختصاصی یک نشریه تلویزیونی.»

وی همچنین افزود این کتابخانه در راستای سیاست دیجیتال‌سازی مطبوعات قدیمی خود، با توجه به نیاز جامعه پژوهشی و علاقه‌مندان به  مطالعه گوشه‌هایی از تاریخ فرهنگ و هنر ایران و جهان، اقدام به انتشار دوره کامل این مجله نموده است و هم اکنون این مجموعه ارزشمند در دسترس عموم علاقمندان قرار دارد.

طیرانی در انتها ابراز امیدواری کرد که این بسته نرم‌افزاری مورد توجه و استفاده قرار گیرد، و در آینده نیز از سوی کتابخانه مجلس محصولات دیگری از این دست در اختیار جامعه پژوهشی کشور قرار گیرد.

 

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٤/٦

اولین های مطبوعات ایران

اولین روزنامه نگار ایران

بی‌شک (محمد‌صالح شیرازی کازرانی) با نشریه کاغذ اخبار به عنوان اولین روزنامه‌نگار ایرانی نام خود‌ را د‌ر تاریخ مطبوعات جاود‌انه کرد‌ه است. او د‌ر زمره د‌ومین گروه محصلان اعزام شد‌ه به خارج از کشور بود‌ و کاغذ اخبار را د‌ر عهد‌ قاجار منتشر کرد‌. نوشته‌های میرزا صالح به ویژه گزارش اش از سفر خود‌ د‌ر سال 1227 قمری به اصفهان، کاشان، قم و تهران نشانگر ذوق و د‌انش و همچنین علاقه او به نگارش و روزنامه‌نگاری است. او بعد‌ها د‌ر سال 1230 قمری برای تحصیل به انگلستان رفت و پس از چهار سال تحصیل د‌ر آن د‌یار و آموختن زبان‌های خارجی انگلیسی و فرانسه و تاریخ و فن چاپ و حکاکی و طرز تهیه د‌وات، به ایران برگشت. او بعد‌ها طی گزارشی با عنوان (سفرنامه انگلیس) به شرح رنج‌های خود‌ طی سفر برای تحصیل پرد‌اخت و آن را به چاپ رساند‌.

 

اولین مجله 

(مجله) به نشریه‌ای اطلاق می‌شود‌ که کوچک تر از روزنامه، با صفحات بیشتر است و روی آن جلد‌ می‌خورد‌. سابقه چاپ اولین مجله د‌ر ایران به د‌وره قاجار و مجله‌ای به نام (فلاحت مظفری) بر می‌گرد‌د‌ که محتویات آن د‌رباره کشاورزی است. این مجله د‌ر سال 1318 قمری برابر با 1900 میلاد‌ی از سوی (اد‌اره کل فلاحت) به چاپ رسید‌.

با توجه به این مجله، فلاحت شاید‌ عنوان اولین مجله را ید‌ک می‌کشد‌ اما به طور کلی اولین مجله سراسری ایران که مورد‌ توجه عموم قرار گرفت و خوانند‌ه‌های بی‌شماری د‌اشت مجله (اطلاعات هفتگی) است. این مجله با امتیاز اخذ شد‌ه د‌ر سال 1319، اولین شماره‌اش د‌ر فرورد‌ین 1320 خورشید‌ی با سرد‌بیری (احمد‌ شهید‌ی) و به بهای تک شماره 2 ریال، منتشر شد‌. اطلاعات هفتگی مجله‌ای مصور، غیرسیاسی و متین و از آغاز جزو مجله‌های پرتیراژ بود‌.

 

اولین مجله رنگی

(اطلاعات ماهانه) (1327 شمسی). این مجله برای نخستین بار د‌ر ایران روی جلد‌ مجله عکس‌های تمام‌رنگی چاپ کرد‌.

 

اولین نمونه های شخصی گرایی

د‌ر حوالی د‌هه بیست و سال‌های بعد‌ از کود‌تای 1332، اکثر کسانی که د‌رخواست امتیاز نشریه می‌کرد‌ند،‌ د‌ر انتخاب نام روزنامه و مجله به مشکل بر می‌خورد‌ند‌ و د‌ر نهایت نام خانواد‌گی خود‌ را انتخاب می‌کرد‌ند‌. د‌ر این زمینه می‌شود‌ به مجله طنز «توفیق» اشاره کرد‌ که براد‌ران توفیق نام خانواد‌گی خود‌ را بر آن گذاشتند‌. «لطف‌الله ترقی» (پد‌ر گلی ترقی، نویسند‌ه معروف) با مجله «ترقی»، حبیب‌الله یغمایی با یغما و ملک الشعرای بهار با روزنامه «نوبهار» از د‌یگر نمونه‌های این کار بود‌ند‌.

 

اولین مجلات طنز

از اولین‌های مجلات طنز د‌نیای مطبوعات ما می‌شود‌ به مجله «بابا شمل» مهند‌س رضا گنجه‌ای اشاره کرد‌. این مجله عمر کوتاهی د‌اشت و بعد‌ از آن معروف‌ترین مجله د‌نیای طنز، مجله «توفیق» بود‌ که براد‌ران توفیق آن را منتشر می‌کرد‌ند‌ و این نشریه د‌ارای شهرت و تیراژ بالایی بود‌. این نشریه د‌ر حوالی سال 1347 گرفتار تیغ توقیف شد‌ و مد‌یران آن طی اعلانی تیتر زد‌ند:‌ «توفیق تو قیف شد!‌»

یکی د‌یگر از مجلات معروف طنز مطبوعات د‌ر سال‌های بعد‌ از انقلاب، مجله «گل آقا» بود‌ که «کیومرث صابری فومنی» آن را منتشر می‌کرد‌.

 

اولین کاریکاتوریست مطبوعات

 بی‌شک د‌ر این زمینه باید‌ به نام «محسن د‌ولو» اشاره کرد‌. مطبوعاتیان قد‌یمی به او لقب «پد‌ر کاریکاتور ایران» د‌اد‌ه‌اند‌. او بزرگترین کاریکاتوریست و طراح مطبوعات ایران د‌ر د‌هه بیست و سی بود‌ و علاوه بر طراحی د‌ر نشریات، آفیش‌های سینمایی را نیز نقاشی ‌کرده‌ و به تصویر می‌کشید‌. او برند‌ه جایزه بهترین کاریکاتور د‌ر نمایشگاه جهانی مونترال کاناد‌ا شد‌ و بعد‌ها مجله‌ای به نام «کاریکاتور» را نیز منتشر کرد‌.

اولین نشریه و مجله زنان 

«سید‌فرید‌ قاسمی» د‌ر کتاب «اولین‌های مطبوعات ایران» (چاپ «نشر آبی») د‌رباره نخستین نشریه اختصاصی زنان د‌ر ایران، به نشریه «د‌انش» اشاره می‌کند‌. او صاحب امتیاز و ناشر این روزنامه را «خانم د‌کتر کحال» معرفی می‌کند‌ و به قلم خود او د‌ر معرفی نشریه اش اینگونه می‌نویسد‌: «د‌انش روزنامه‌ای است اخلاقی، علم خانه‌د‌اری، بچه‌د‌اری، شوهرد‌اری، مفید‌ به حال د‌ختران و نسوان و به کلی عاری از سیاست و پلتیک‌های سیاسی مملکت که از آن ها سخن نمی‌گوییم. تاریخ انتشار د‌انش، ماه رمضان 1328 قمری است.»

تا قبل از سال 1332 خورشید‌ی نشریات و مجله‌ها و روزنامه‌ها به صورت رسمی د‌ر اجتماع حضور ند‌اشتند‌ و بیشتر خوانند‌گان نشریات را طبقه خاصی از جامعه تشکیل می‌د‌اد‌ند‌ و به قول معروف نشریات بیشتر د‌ر میان روشنفکران د‌ست به د‌ست می‌شد‌. روزنامه د‌انش و د‌یگر جراید‌ عهد‌ قاجار و پهلوی اول نیز از این قاعد‌ه مستثنی نبود‌ند‌ و بیشترشان به د‌لیل کمبود‌ خوانند‌ه از بین رفتند‌ و تنها نامی از آن ها باقی ماند‌. بعد‌ از سال 32 و رونق مطبوعات ایران و همه‌گیر شد‌ن آن ها د‌ر اجتماع، مجله هفتگی «زن روز» توانست جایگاه ویژه‌ای د‌ر میان طبقه زنان پید‌ا کرده و به عنوان اولین مجله حرفه‌ای زنان، نام خود‌ را ماند‌گار کند‌. مجله‌ای که انتشارش تا به امروز اد‌امه د‌اشته است. مجله هفتگی زن روز د‌ر سال 1343 توسط موسسه کیهان منتشر شد‌. آن هم با سرد‌بیری «مجید‌ د‌وامی» که تخصصش بالا برد‌ن تیراژ مجلات و روزنامه‌ها بود‌. این مجله خیلی زود‌ توانست د‌ر میان بانوان جامعه - به خصوص زنان شاغل- جایگاهی پید‌ا کند‌ و خرید‌ن آن د‌ر میان زنان به صورت مد‌ د‌رآمد‌. زن روز پس از آن که رقیبان را پشت سر گذاشت، از مسابقه تیراژ کناره‌گیری کرد‌ و به صورت مجله‌ای لوکس با کاغذ خوب و تصاویر رنگی، پرصفحه و پرآگهی د‌رآمد‌.

بی‌شک د‌ر این زمینه باید‌ به نام «محسن د‌ولو» اشاره کرد‌. مطبوعاتیان قد‌یمی به او لقب «پد‌ر کاریکاتور ایران» د‌اد‌ه‌اند‌. او بزرگترین کاریکاتوریست و طراح مطبوعات ایران د‌ر د‌هه بیست و سی بود‌ و علاوه بر طراحی د‌ر نشریات، آفیش‌های سینمایی را نیز نقاشی ‌کرده‌ و به تصویر می‌کشید‌. او برند‌ه جایزه بهترین کاریکاتور د‌ر نمایشگاه جهانی مونترال کاناد‌ا شد‌ و بعد‌ها مجله‌ای به نام «کاریکاتور» را نیز منتشر کرد‌.

 

 اولین پاورقی و داستان در نشریات

اولین پاورقی معروف مطبوعات ایران د‌استان «د‌ه نفر قزلباش» نوشته «حسین مسرور» است که برای اولین بار د‌ر روزنامه اطلاعات به چاپ رسید‌. شاید‌ این اولین و آخرین پاورقی د‌ر یک روزنامه یومیه بود‌ و بعد‌ها د‌یگر تکرار نشد‌ و این شکل د‌استان‌ها به مجلات منتقل شد‌ند. از اولین پاورقی‌نویسان معروف ایران می‌توان به «حسینقلی مستعان» و «جواد‌ فاضل» اشاره کرد‌ که د‌ر د‌هه‌های بیست و سی شمسی خوانند‌گان بی‌شماری را با د‌استان‌های خود‌ جذب نشریات می‌کرد‌ند‌.

 

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/٢/٢٤
تگ ها :

مقدمه استاد فرید قاسمی در لوح فشرده انتشار یافته مجله خواندنیها

خواندنی‌ها

سیّد فرید قاسمی

مجلة خواندنی‌ها، شهریور 1319 در یک اتاق استیجاری در چهارراه سردر سنگی، دربند دکتر افشار، با اجاره ماهیانه 190 ریال آغاز به کارکرد و مرداد 1358، که یک مؤسسة تدوینگر، چاپکار و ناشر مطبوعاتی،‌ مستقر در ساختمان مالکانة مجهز خود با میلیونها تومان سرمایه، در خیابان فردوسی جنوبی، کوچة خواندنی‌ها واقع بود، به تاریخ پیوست.

بانی و گردانندة 39 سالة خواندنی‌ها، علی اصغر امیرانی بیجاری گروسی کردستانی (1294 1360 ش) نام داشت که از پادویی به صحافی رسید و با پخشگری نشریة ایران باستان وارد عرصة مطبوعات ایران شد. عضویت هیأت تحریریه نشریه‌های نسیم صبا و ایران باستان، او را به خبرنگاری روزنامة اطلاعات رساند.

جرقة نشر خواندنی‌ها در ذهن امیرانی چنین آغازیدن گرفت که در واپسین سال‌های حاکمیت پهلوی اوّل جمعه‌ها مسابقه‌های اسبدوانی در تهران برگزار می‌شد و امیرانی برای روزنامة اطلاعات گزارش مسابقه‌های یاد شده را تهیه می‌کرد. استقبال بیش از حد تهران نشینان از آن مسابقه‌ها، امیرانی را واداشت طرحی در اندازد و برای فروش بلیت‌های مسابقه ابتکاری به خرج دهد. پس بنگاه زربخش را بنیاد نهاد و به مرور فروش بلیت‌های مسابقه‌های اسب دوانی را به انحصار خود در آورد.

تماشاگران مسابقه‌های جمعه، بیش از 24 ساعت به انتظار می‌نشستند تا عصر شنبه نام خریداران برندة بلیت‌ها را در روزنامة اطلاعات بخوانند. امیرانی که شنبه‌ها نظاره‌گر انتظار مردم در مقابل روزنامه فروشها بود به فکر فرو رفت تا نشریه‌ای انتشار دهد و نامنامة برندگان را خود منتشر کند اما تولید محتوا در سال 1319 نیاز به مجوزهای گوناگون و گذر از سانسور انطباعات و شهربانی داشت. پس به فکر بازچاپ گُلچین چاپکرده‌های روزنامه‌ها و مجله‌ها که در آن روزگار نیازمند مجوز نبود افتاد و با شعار «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری» خواندنی‌ها را انتشار داد. خواندنی‌ها هفت سال و شش‌ماه بدون پروانة انتشار منتشر شد. امیرانی دربارة چگونگی گذر از روزگار بی‌مجوز می‌گفت: «شهریور 1319 درست 25 سال داشتم و چون سن قانونی و رسمی برای اجازه انتشار و گرفتن امتیاز روزنامه و مجله آن وقت‌ها سی‌سال بود ناچار شدم سیاست شتر مرغی را در پیش بگیرم. مشهور است به شترمرغ گفتند بار ببر، گفت مرغم، گفتند: بپر، گفت شترم، و با اجرای این سیاست هم خود را از زحمت پرواز خلاص کرد و هم از شر باربری.

من هم تا وقتی که سنم به سن قانونی برای تحصیل امتیاز نرسیده بود ناچار بودم برای جلوگیری از هرگونه اشکال و ایراد قانونی مجله را به صورت کتاب بدون تاریخ و شماره وحتی بدون ذکر نام مدیر و محل اداره منتشر کنم تا اگر کسی گفت چرا امتیاز نداری بگویم این که من منتشر می‌کنم مجله نیست بلکه کتاب است که هر چند وقت یکبارچاپ می‌شود، و اگر می‌گفتند چاپ کتاب احتیاج به اجازة ادارة نگارش وزارت فرهنگ دارد می‌گفتم این نشریه کتاب نیست بلکه مجموعه‌ای از مطالب چاپ شده سایر روزنامه‌ها و مجلات که یکبار از سانسور اداره نامه‌نگاری شهربانی گذشته و نیار به اجازه مجدد ندارد».[1]

خواندنی‌ها پس از هفت سال و شش‌ماه انتشار در بهمن 1326 پروانة نشر گرفت. امیرانی، صدور «امتیاز» خواندنی‌ها را مدیون پی‌گیری‌های حسین مکی می‌دانست و می‌گفت: « ... آقای مکی تا مدت سه هفته همه روزه با اتومبیل خود به ادارة خواندنی‌ها واقع در خیابان قوام‌السلطنه آمده مرا که به آسانی نمی‌خواستم از میز کارم جدا شوم به زور برای کار خودم به دیدن یک یک اعضا شورای عالی فرهنگ که صدور امتیاز در دست آنها بود می‌بُرد و با من بمیرم و تو بمیری از آنها قول می‌گرفت که روز جلسه شورا غیبت نکنند و امتیاز خواندنی‌ها را بگذرانند تا بالاخره جلسه به ریاست مرحوم ملک الشعرا بهار وزیر فرهنگ وقت تشکیل و به اتفاق آرا امتیاز مجله خواندنی‌ها را که از هفت سال قبل مردم عملاً داده بودند صادر کرد و از شماره 42 سال هشتم (ششم بهمن 1326) به بعد خوانندگان نام مرا برای نخستین بار بعد از عنوان (صاحب امتیاز و مدیر مسئوول) بر سر لوحه مجله مشاهده کردند. تا آن روز من یگانه و جوان‌ترین روزنامه نگاری بودم که هفت سال قبل از آن که به سن قانونی برای گرفتن امتیاز برسم به انتشار یک مجله مرتب موفق شدم ...»[2].

نکته جالب توجه آن است که خواندنی‌ها در هفت‌ونیم سال نخست که پروانة انتشار نداشت دو بار در سال‌های 1321 و 1324 توقیف شد. توقیف نخست که بر اثر ماجرای 17 آذر 1321 و بلوای نان پدید آمد می‌رفت تا شیرازة خواندنی‌ها از هم بپاشد اما امیرانی با تأسیس ادارة اطلاعات مطبوعاتی و ادارة پخش مطبوعات کشور و کارهایی دیگر خیمة دفترش را تا رفع توقیف مجله بر پا نگاهداشت. همچنین مجالی پیدا کرد تا در توقیف اول ازدواج کند و در توقیف دوم صاحب فرزند دیگری شود! امیرانی در هر توقیف به ایده‌های نو فکر می‌کرد و تازه‌هایی که در ذهنش انباشته می‌شد، پس از رفع توقیف به کار می‌بست. به عنوان مثال برای این‌که شمارگان / تیراژ  مجله را بالا ببرد برای هر نسخة خواندنی‌ها شماره‌ای مخصوص بر پشت جلد حک می‌کرد و با قرعه‌کشی‌های هفتگی، نام شماری به عنوان برنده اعلام می‌شد و به آنان جایزه‌هایی نیز می دادند. موفقیت‌های پیاپی خواندنی‌ها در 15 سال نخست نشر سبب شد 32 مجله مشابه پدید آید که البته هر کدام یکی پس از دیگری طلوع نکرده غروب کردند و به سرعت از میان رفتند. عده‌ای نیز به فکر شراکت با امیرانی افتادند. یکی دو تن مدتی شریک او در نشر مجله شدند اما دیری نمی‌پایید که شراکت به هم می‌خورد و یکه تازی امیرانی در خواندنی‌ها استمرار پیدا می‌کرد. به هر روی هرچه زمان می‌گذشت بر ثروت و قدرت امیرانی افزوده می‌شد و او نیز با مبارزة قلمی مسقف و شیوه‌های خود ساخته که تیراژ زا بود و نیز با ارتباط وسیع به با نفوذ‌ترین مجله‌دار ایران از مرداد 1332 تا بهمن 1357 بدل گردید. یکی او را «فیل» و دیگری «کعب الاخبار» می‌نامید. فردی به واسطة چاپ مطالب برگرفته از مطبوعات، وی را «سارق الجراید» نام می‌نهاد و شماری بر این باور بودند که تاریخ روزگار پهلوی دوم را با استفاده از خواندنی‌ها می‌توان نوشت. این اظهار نظرها به شیوة مرسوم در کشورمان  بسته به میزان دوستی و دشمنی با او بود.

باری، فاصله انتشار خواندنی‌ها در عُمر 39 ساله گاهانه، ماهانه، هفتگی و نیم ‌هفتگی بود و در این گسترة زمانی با چاپ حدود 60 میلیون نسخه، این مجله سردبیرانی به خود دید. از آن جمله‌اند: ابوالقاسم پرتو اعظم، امیرهوشنگ عسکری، حسین مکی، مسعود برزین، عباس فروتن، نصرالله شیفته، حسین سرفراز، ایرج نبوی، منوچهر محجوبی، محمود طلوعی، علی شعبانی و... عُمر سردبیری خود امیرانی بر خواندنی‌ها بیش از دیگران بود. در دهة 1320 که اندیشه‌های چپ و راست رواج داشت، امیرانی دو دبیر چپ و راست گمارده بود که هر یک مسئولیت بررسی و برگزیدن مطالب نشریه‌های خاص خود را عهده‌دار بودند. از مرداد 1332 اما خواندنی‌ها دیگر نیازی به نگاه دوسویه نداشت و حرفه‌ای‌گری را از منظر دیگر می‌نگریست و 25 سال رویه‌ای یکنواخت را سپری کرد. امیرانی در روزگار حیات خواندنی‌ها برخوردار از همکاری قلمی شماری از ناموران بود که هریک در افزونی شمارگان مجله نقش داشتند. علی‌اکبر کسمایی، خسرو شاهانی، فرید جواهر کلام، محمد ابراهیم باستانی پاریزی، پرویز خرسند، ایرج زارع، احمد شاملو، فرید امیرانی، حبیب‌الله شاملویی، زبیده جهانگیری (شبنم) و بیش از همه ذبیح‌الله حکیم الهی مشهور به ذبیح‌الله منصوری (1274 1365ش)؛ نویسنده‌ای که حیات مطبوعاتی‌اش از تمام عُمر و زندگی امیرانی بیشتر است. منصورری یک سال پیش از تولد امیرانی روزنامه‌نگار شد و پنج سال پس از وداع امیرانی با دنیا به فعالیت خود ادامه داد. ذبیح‌الله منصوری از شهریور 1319 تا مرداد 1358 و تا شمارة پیاپی  3472 آثارش در خواندنی‌ها چاپ شد. همچنین وی با گردانندگان 8 شمارة پایانی خواندنی‌ها که با عنوان «خواندنی‌ها در مسیر انقلاب» منتشر شد، به همکاری پرداخت و به مدت پنج‌سال تا یک ماه پیش از فوت- روزانه در دفتر مجلة خواندنی‌ها می‌نشست بدان امید که انتشار مجله از سرگرفته شود اما هیچ گاه مجله منتشر نشد و همان مرداد 1358 نقطة پایان حیات 39 سالة خواندنی‌ها بود.



1. خاطرات مطبوعاتی. سید فرید قاسمی، تهران: نشرآبی، 1383، ص 187- 188؛ به نقل از خواندنی‌ها، س 16، ش 128، 1334، ص 8-9 .

2. همان، ص 508 509 ؛ به نقل از خواندنی‌ها، س 16، ش136، 1334، ص 9.

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩

مجله خواندنی‌ها در پیشخوان کتابخانه مجلس

انتشار لوح فشرده دوره کامل مجله خواندنی از سوی کتابخانه مجلس گام دیگری است در راستای دسترس‌پذیرکردن منابع آرشیوی این کتابخانه که چندی است در این کتابخانه شروع شده و با سرعت ادامه‌دارد.

مدیر فناوری اطلاعات کتابخانه مجلس از انتشار دوره کامل مجله خواندنیها در قالب یک بسته نرم افزاری مشتمل بر 6 عدد لوح فشرده خبرداد.

این بسته نرم‌افزاری ظرف یکی دو روز آینده در غرفه این کتابخانه در نمایشگاه عرضه خواهد شد.

طیرانی ضمن بیان این خبر در مورد این مجله ارزشمند تاریخی و مراحل تهیه آن به خبرنگار ما گفت:

همانطور که استاد گرانقدر جناب آقای فرید قاسمی در مقدمه‌ای که بر این لوح فشرده نوشته‌اند آورده‌اند: مجلة خواندنی‌ها در شهریور 1319 در یک اتاق استیجاری چشم به جهان مطبوعات کشور گشود و در مرداد 1358به تاریخ پیوست.

بانی و گردانندة 39 سالة خواندنی‌ها، علی‌اصغر امیرانی بیجاری گروسی کردستانی (1294 – 1360 ش) نام داشت که از پادویی به صحافی رسید و با پخشگری نشریة ایران باستان وارد عرصة مطبوعات ایران شد. عضویت هیأت تحریریه نشریه‌های نسیم صبا و ایران باستان، او را به خبرنگاری روزنامة اطلاعات رساند.

البته خواندنی‌ها در هفت سال اول بدون هرگونه مجوز نشر انتشار می‌یافت اما پس از هفت سال و شش‌ماه انتشار در بهمن 1326 پروانة نشر گرفت.

فاصله انتشار خواندنی‌ها در عُمر 39 ساله خود به صورت گاهانه، ماهانه، هفتگی و نیم‌‌هفتگی بوده، و در این گسترة زمانی با چاپ حدود 60 میلیون نسخه، این مجله سردبیران مختلفی را به خود دید.

یک از نویسندگان نام آشنای این مجله ذبیح‌الله حکیم الهی مشهور به ذبیح‌الله منصوری (1274 – 1365ش) بود. ذبیح‌الله منصوری از شهریور 1319 تا مرداد 1358 و تا شمارة پیاپی  3472 آثارش در خواندنی‌ها چاپ شد. همچنین وی با گردانندگان 8 شمارة پایانی خواندنی‌ها که با عنوان «خواندنی‌ها در مسیر انقلاب» منتشر شد، به همکاری پرداخت.

طیرانی در مورد مراحل تهیه این بسته نرم‌افزاری افزود: با توجه به نواقصی که در موجودی ما در آرشیو نشریات کتابخانه مجلس بود با همت و پیگیری ریاست کتابخانه جناب آقای دکتر جعفریان این کسری‌ها از طریق موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران و کتابخانه تاریخ اسلام قم تهیه شد و تلاش شد مجموعه‌ای بدون نقص ارائه گردد.

در مراحل تهیه تصاویر، پردازش و آماده‌سازی شمارگان این مجموع در قالبی دیجیتالی و به عنوان یک کتاب الکترونیکی همکاران زیادی همکاری داشتند که از آن جمله می‌توان به زحمات همکاران محترم کتابخانه مجلس خانم هانیه خوش‌نیت و آقای سیدمحمد فاطمی‌نژاد اشاره کرد.

این کتاب الکترونیکی ارزشمند از یکی و دو روز آینده در غرفه کتابخانه مجلس در نمایشگاه کتاب تهران عرضه خواهد شد.

امیدواریم این مجموعه ارزشمند که بیانگر گوشه‌هایی از 39 سال تاریخ کشورمان است مورد توجه مردم عزیز  و به ویژه جامعه پژوهشی و تحقیقاتی کشور قرار گیرد.

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٢/۱٩

انتشار 32 عنوان مطبوعات قدیمی در قالب بسته نرم افزاری مشتمل بر 5 لوح فشرده

Cove

سید علیرضا طیرانی  مدیرفن‌آوری اطلاعات کتابخانه مجلس شورای اسلامی با بیان این مطلب گفت: پس از انتشار سری اول بسته نرم افزاری لوح مطبوعات فارسی ایران در نیمه اول سال 1388 که در برگیرنده 58 عنوان نشریات منتشره قدیمی مربوط به دوران قاجار، پهلوی اول و تعدادی مربوط به پهلوی دوم توسط کتابخانه مجلس، این بار در اقدامی مشابه این کتابخانه تعداد 32 عنوان از مطبوعات قدیمی از این دست که مربوط به دوران مشروطه و پهلوی اول می شوند را در قالب مجموعه ای مشتمل بر 5 لوح فشرده منتشر نموده است.

وی ادامه داد: آنچه در مجموعه اول انتشار یافت در برگیرنده نشریاتی مانند: ادب، اقبال، قانون، ندای وطن، حبل المتین، روزنامه دولت علیه، اردوی همایونی، وقایع اتفاقیه، نوروز، چهره نما، پرورش، تمدن، اختر، اطلاع، فلاحت مظفری، دانش و تعدادی نشریه دیگر است که از نظر زمانی تا قبل از سال 1285 خورشیدی را پوشش می دهند.

طیرانی تصریح کرد: مجموعه اخیر نیز شامل 32 نشریه با عناوین: آئینه عیب نما، آزاد، آشفته، اتحاد اسلام، انجمن ملی ولایتی گیلان، پروانه، تجدد، جنوب، حبل المتین رشت، خراسان،خورشید، خیرالکلام، راه نجات، روح القدس، زمان وصال، ساحل نجات، سروش، صبح صادق، صوراسرافیل، طوس، طوطی، عصر جدید، فارس، کشکول اصفهان، کشکول تهران، گل زرد، گلستان، گیلان، ناله ملت، ندای اسلام، ندای جنوب و وقت می باشد که امیدوار مورد توجه محققین، پژوهشگران و سایر علاقه مندان قرار گیرد.

وی گفت: البته باید اذعان داشت که محتوای ارائه شده دارای نواقصی در شمارگان می باشند که یا در گنجینه کتابخانه مجلس موجود نبوده اند و یا امکان تهیه آنها برای ما میسر نشده است.

شایان ذکر است که کتابخانه مجلس تاکنون موفق به انتشار در حدود 25 عنوان لوح فشرده مطبوعات قدیمی شده که این مجموعه ارزشمند در نمایشگاه کتاب امسال به علاقه مندان ارائه خواهد شد.

منبع: مصاحبه انتشار یافته در وب سایت رسمی کتابخانه مجلس

http://ical.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2518:-32-5-&catid=1:2009-07-13-14-24-25&Itemid=227

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٠/۱/٢٥

لوح فشرده مجله اطاق تجارت منتشر شد

مجله اطاق تجارت

مدیر فناوری اطلاعات کتابخانه مجلس ضمن بیان این مطلب افزود: این لوح فشرده با همکاری مشترک کتابخانه مجلس و اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران و به مناسبت 127 سال تأسیس اتاق بازرگانی ایران انتشار یافته است.

طیرانی درباره این مجله بیان داشت: همانطور که در شماره نخست آن که در تاریخ 15 آبانماه 1308 انتشار یافته آمده، مجله ارگان رسمی اتاق با شعار « راهنمای تجارت ایران» و با مدیر مسئولی عباس مسعودی کار خود را آغاز کرده است. محل اداره این مجله خیابان لاله زار، کوچه برلن و انتشار آن ماهیانه و 15 هر ماه بوده است.

وی افزود: این مجله از معدود و اولین مجلاتی است که به تبلیغ و معرفی محصولات، خدمات و کالاهای جدید و نوآوری های زمان خود می پردازد. از نمونه تبلیغاتی که در شماره های نخستین آن می توان اشاره کرد عبارتند از: محصولات نفتی بادکوبه، چراغ فشاری، کتیرا، ماشین تحریر فارسی، پنبه، کفش، چراغ و اتوی نفتی، قلم و مداد، شمع اتومبیل و .....

طیرانی تصریح کرد: هدف از انتشار این مجله، چنانچه در صفحه 14 اولین شماره آن آمده عبارت است از: «ترقیات و سعادت حقیقی ملت و مملکت را تجارت آن مملکت تضمین می نماید. اساس و شالوده تشکیلات هر مملکت، ترقی و تعالی هر ملت مستقیماً منوط و مربوط به تجارت است. مملکتی که اوضاع تجارتش خوب شد، موسسات مهم اقتصادی پیدا کرد، شعب مختلفه تجارتی در دنیا تأسیس نمود. امتعه خود را روز به روز ترویج داد. بازار متاع مملکت را وسعت داد. افراد آن مملکت ثروتمند و خوشبخت شده پا به مرحله تکامل و ترقی می گذارند.... همه می دانیم که امروز سیاست اقتصادی به تمام معنی جانشین سیاست دیپلماسی گردیده و...پ»

وی گفت: همچنین در صفحه 16 چنین می خوانیم: «...مجله اطاق تجارت یک راهنمائی برای تجار ایران که ناظر جریان و علاقه مند به این موسسه ]اطاق تجارت[ بوده و نمی توانسته اند از نظریه و تصمیمات اطاق تجارت استفاده نموده و در امور اقتصادی همه با هم تشریک مساعی نمایند واقع خواهد شد....»

وی ادامه داد: این مجله در برگیرنده راپورت ها، صورتجلسات، قوانین و مقرارت مربوط به صادارت و واردات کالا و فعالیت های، تصمیمات و معرفی اعضاء اطاق تجارت در شهرهای مختلف کشور می باشد. اطلاعات تجارتی از قبیل تأسیس کارخانجات و شرکت های تجاری و... از دیگر مطالب با اهمیت این مجله است.

طیرانی در ادامه افزود: با مطالعه این مجله و بررسی روندهای تجاری گذشته و کنونی متوجه می شویم که بسیاری از آنها هم اکنون نیز ساری و جاری می باشند و تنها ورود تکنولوژی های نوین و انقلاب های دیجیتال و اینترنت سرعت و گستردگی روندهای تجاری را افزوده اند. به عنوان نمونه می توان به تخریب خلاق دستگاه تایپ و  ورودکامپیوتر اشاره کرد که صورتی جدید و سرعت قابل ملاحظه ای به انتقال و ارائه اطلاعات داده است. این مجله شامل مطالب مهم تجاری فراوانی است که می توانند منابع مهمی به منظور بررسی و تحلیل محیط کسب و کار کشور  و مطالعه تاریخ تجارت، کارآفرینی و کارآفرینان کشور در دوران انتشار خود باشد.

وی گفت: لوح فشرده اطاق تجارت ایران مشتمل بر انتشار شمارگان 1 تا 194 این مجله تجاری ارزشمند بین سال های 1308 تا 1317 می باشد که در قالب نرم افزاری متفاوت نسبت به سایر لوح های فشرده انتشار یافته توسط کتابخانه مجلس و اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران منتشر شده است.

مدیر فناوری اطلاعات کتابخانه مجلس گفت: مجلات دیگری مانند؛ عصر اقتصاد،عصر جدید، فلاحت و تجارت و نامه بازرگان از جمله مطبوعات تجاری قدیمی دیگری می باشند که توجه جدی جامعه پژوهشی کشور را می طلبد. امیدواریم با همکاری سایر سازمان ها و نهادهای دولتی و خصوصی کشور بتوانید رسالت کتابخانه مجلس به عنوان حافظ گذشته مکتوب کشور در زمینه های گوناگون علمی، فرهنگی و تجاری کشور را بهتر و بهتر در اختیار علاقه مندان، سیاست گزاران و پژوهشگران کشور قرار دهیم. 

منبع: مصاحبه انتشار یافته در وب سایت رسمی کتابخانه مجلس

http://ical.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=2035:---l-r--&catid=1:2009-07-13-14-24-25&Itemid=227

  
نویسنده : tete-a-tete ; ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/۱٠/٢٦

← صفحه بعد